صفحه اصلی   /   بازگشت

آيت الله آقاى حاج شيخ محي الدين فاضل هرندي

استاد حوزه علميه مرحوم آيت الله آقاى حاج شيخ محي الدين فاضل هرندي (ره) در سال 1313شمسى در شهر «هرند» از توابع استان اصفهان در خانواده اى روحانى و مذهبى متولد ديده به دنيا گشود . پدرش از علماى بنام و مدرّسان معروف اصفهان به شمار مى آمد و از مجتهدانى بود كه در احاطه به فقه و اصول و ادبيّات عرب زبانزد علماى اصفهان بود. تا سال 1322شمسى در «هرند» زندگى گذراند و در مدت سه سال، خواندن ، نوشتن و قرائت قرآن را در مكتب خانه هاى هرند فرا گرفتم و از سال 1322شمسى در پى مهاجرت پدر بزرگوارش، به اصفهان مهاجرت كرد و تا سال 1330شمسى در اصفهان، ادبيّات فارسى، دوره ابتدايى و مقدّمات را فرا گرفت و از سال 1330شمسى به قم عزيمت نمود و تا سال1337شمسى در اين شهر مقدّس دوره سطح را نزد دانشمندان حوزه علميه قم تکميل كرد و در همان سال از عهده امتحان رتبه سوم حوزه برآمد و در درس خارج فقه مرحوم آية اللّه العظمى بروجردى قدّس سرّه و بحث خارج اصول حضرت امام خمينى قدّس سرّه شركت مى نمود و از سال بعد در بحث خارج فقه حضرت امام خمينى قدّس سرّه نيز شركت كرد و در شمار يكى از شاگردان رسمى خارج فقه و اصول حضرت امام قدّس سرّه به حساب مى آمد.
مرحوم ايت الله فاضل هرندي در دستنوشته اي خود مي نويسد : هم بحث هاى من به ترتيب عبارت بودند از: آية اللّه مؤمن، آية اللّه گرامى و آية اللّه مقتدايى اصفهانى كه حدود ده سال با ايشان هم بحث بودم. بعد از تبعيد حضرت امام قدّس سرّه در بحث خارج فقه و اصول مرحوم آية اللّه محقق دامادقدّس سرّه شركت كردم و پس از ارتحال ايشان در بحث خارج فقه مرحوم آية اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه و اصول حضرت آية اللّه العظمى اراكى قدّس سرّه شركت مى كردم. به دليل قريحه سرشار و بيان شيوا، از ابتداى اشتغال در حوزه علميّه به تدريس مقدّمات، ادبيّات، معانى، بيان و منطق مشغول شدم. در سال 1340شمسى به تدريس سطح از كتاب شرح لمعه و سپس رسائل و مكاسب مشغول گرديدم. در كنار تحصيل و تدريس به كار تبليغ نيز اشتغال داشتم و در ايّام تبليغى در شهرهاى مختلف ايران؛ از جمله شهر مقدّس قم به وعظ و ارشاد مردم اشتغال داشتم. هم چون مرحوم پدرم از رژيم پهلوى متنفّر بودم و با خاندان ستمگر آن، دشمنى خاصّى داشتم و لذا با هر كس كه مخالف رژيم بود، دوستى ايجاد مى كردم ، خصوصاً اگر اين مخالفت نشأت گرفته از مذهب بود.
فعّاليّت هاى من به عنوان ايفاى وظيفه نهى از منكر و مبارزه با بدعت صورت مى گرفت. بر اين اساس، بعد از علنى شدن فعّاليّت گروه مخلص و متعهّد فدائيان اسلام به رهبرى شهيد بزرگوار مرحوم نوّاب صفوى قدّس سرّه رسماً به عضويّت اين گروه مذهبى ـ سياسى درآمدم و از ياران نزديك مرحوم «نوّاب» و «واحدى» قرار گرفتم. بعد از رحلت مرحوم آية اللّه العظمى بروجردى قدّس سرّه و مسئله انجمن هاى ايالتى و ولايتى و قضيّه رفراندوم شاه و مسئله «كاپيتولاسيون» براى انجام هر كارى در جهت گسترش انقلاب اعلام آمادگى كردم.
بعد از تبعيد حضرت امام قدّس سرّه و ترور «منصور» براى اداى وظيفه اسلامى، گاه از سوى شهداى بزرگوار با هنر و سعيدى، سفرهايى خطير و پرخطر را انجام دادم. بعد از شهادت مرحوم آية اللّه حاج آقا مصطفى خمينى قدّس سرّه كه مبارزات رنگ ديگرى به خود گرفت و نقطه عطفى در انقلاب اسلامى بود. بنده نيز مثل ساير هم سنگران خود به افشاگرى عليه رژيم ستم شاهى پرداختم. در نتيجه اين فعّاليّت هاى سياسى و انقلابى، در اوايل سال 1357شمسى دستگير و زندانى و در تيرماه همان سال به علّت خون ريزى شديد از زندان به بيمارستان شماره چهار شهربانى منتقل و پس از آن آزاد گرديدم. در همان سال پس از آزادى از زندان، ماه مبارك رمضان را در شهر «سيرجان» به سر بردم و مبارزات و راه پيمايى مردم را سامان دادم و در روز عيد فطر بزرگ ترين و بى نظيرترين راه پيمايى را در آن شهر رهبرى كردم.
در محرّم همان سال به اهواز رفتم و به دليل سخن رانى هاى روشن گرانه ام، مرا ممنوع المنبر كردند. از آن جا به سنندج رفتم و به جمع متحصنين در مسجد جامع سنندج كه به حمايت از دو طايفه شيعه ـ كه دستگير شده بودند ـ پيوستم. بعد از ورود حضرت امام قدّس سرّه به كشور، در ستاد استقبال مستقر در مدرسه رفاه با مرحوم آية اللّه ربّانى شيرازى و مرحوم ربّانى املشى همكارى مى كردم. به دنبال اين همكارى ها، در اواخر بهمن 1357 براى تأسيس كميته هاى انقلاب اسلامى به شهرهاى شمال كشور مسافرت نمودم. در اسفند ماه همان سال، بعد از مراجعت حضرت امام قدّس سرّه به قم براى بررسى مسائل كردستان، دو دفعه از جانب حضرت امام قدّس سرّه به كردستان سفر كردم. از اوايل سال 1358شمسى از سوى حضرت امام قدّس سرّه به عنوان قاضى شرع شهر قائن منصوب گرديدم كه ماه هاى شعبان و رمضان را در آن جا به سر بردم و بعد از مراجعت به قم، به عنوان قاضى شرع و رئيس دادگاه انقلاب استان سيستان و بلوچستان منصوب گرديدم. در اواخر همان سال به دنبال محاصره زندان خرّم آباد به وسيله گروه هايى از مردم سفرى به آن شهر كردم و معترّضان را به آرامش دعوت كردم و ـ بحمد اللّه ـ به دست اين جانب غائله ختم گرديد.
از سال 1359شمسى كه ستاد مركزى هيئت هاى هفت نفره كار خود را شروع كرد، به نمايندگى ولى فقيه در ستاد مزبور منصوب شدم و تاكنون با حكم مقام معظّم رهبرى ـ مدّظلّه العالى ـ درا ين سمت به خدمت مشغول هستم. در تير 1360 به دنبال شهادت مرحوم آية اللّه دكتر بهشتى به همراه 28 نفر از نمايندگان مجلس، در انتخابات ميان دوره اى از سوى مردم اقليد فارس به نمايندگى مجلس شوراى اسلامى انتخاب گرديدم و از بدو ورود به مجلس كار خود را در كميسيون كشاورزى شروع كردم و طولى نكشيد كه از سوى اعضاى محترم كميسيون كشاورزى به رياست كميسيون برگزيده شدم. در دوره هاى دوم و سوم مجلس شوراى اسلامى هم از سوى مردم شريف اصفهان انتخاب و به مجلس راه يافتم، مجموعاً هشت سال به رياست كميسيون كشاورزى و يك سال به رياست كميسيون امور اقتصاد و دارايى مجلس برگزيده شدم. در مدت نمايندگى، علاوه بر تصدّى رياست كميسيون هاى مذكور ، در كميسيون هاى ويژه مجلس كه به صورت اضطرارى تشكيل مى شد، گاه رياست آن كميسيون ها را نيز عهده دار بودم؛ از جمله كميسيون ويژه تدوين و بررسى اساس نامه جهاد سازندگى، كميسيون خاص ادغام يا تفكيك وظايف وزارت خانه هاى جهاد سازندگى و كشاورزى، كميسيون خاص بررسى طرح قانونى بخش تعاون در نظام جمهورى اسلامى.
1. مدت هشت سال نظارت بر فعّاليّت اتحاديه انجمن هاى اسلامى دانش جويان در اروپا؛
2. عضويّت در شوراى مركزى حزب جمهورى اسلامى؛
3. عضويّت در شوراى عالى كشاورزى؛
4. نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در دوره اوّل از سوى مردم استان فارس و دوره دوم از سوى مردم استان كرمان؛
5. نمايندگى ولى فقيه در ستاد عالى امور عشاير مستقر در وزارت كشور در سال هاى 1361 و 1362شمسى؛
6. نمايندگى ولى فقيه در مركز علوم پزشكى؛
7. نمايندگى جانشين فرمانده كلّ قوا در كميسيون حلّ اختلاف بين سپاه و ارتش در مسائل مربوط به پادگان ها و عقبه ها؛
8. نمايندگى رياست مجلس در بررسى طرح آمايش زمين؛
9. نمايندگى رياست مجلس در كارهاى مقطعى، مثل شركت در اجلاسييه صحرا (پليساريو) مستقر در پاريس و شركت در مراسم رسمى خاك سپارى امپراتور ژاپن و. . . ؛
10. عضويّت در شوراى عالى بازسازى؛
11. عضويّت در هيئت مديره دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميّه قم كه با انتخاب رهبر معظّم انقلاب ـ مدّظلّه العالى ـ صورت گرفته است؛
12. عضويّت چهار ساله در شوراى عالى كتاب در وزارت فرهنگ و ارشاداسلامى جهت بررسى كتب و تدوين ضوابط و معيارهاى كلّى براى نشر كتاب به همراه آقايان: حجّة الاسلام و المسلمين خاتمى(رئيس جمهور محترم)، دكتر داورى، دكتر حدّاد عادل، حجّة الاسلام و المسلمين رسولى و. . . ؛
13. مسئوليّت گروه مبلّغان زبان دان اعزامى به حج، از سوى بعثه مقام معظّم رهبرى ـ مدّظلّه العالى ـ به مدّت پنج سال؛
14. هم اكنون نيز در حوزه علميّه قم به كار تدريس سطوح عالى و نيز فعّاليّت هاى علمى و فرهنگى و اجتماعى اشتغال دارم.
1. حريم در فقه شيعه؛
2. ترجمه و شرح مكاسب (هفده جلد كه چهار جلد آن از طبع خارج گرديده است)؛
3. انفال (كتابى است در حدود 500 صفحه كه با همكارى برخى از دوستان تدوين گرديده و آماده چاپ است).
 



گالری تصاویر
در این قسمت موردی یافت نشد



مقاله های مرتبط
در این قسمت موردی یافت نشد