صفحه اصلی   /   بازگشت

آيت الله حاج سيد جواد قمى؛ فقيه دلاور

ناصرالدين انصارىقمى

فقيه نامور قم، آية اللّه حاج سيد جواد قمى، عالم و مطاع اين شهر، در اواخر قرن سيزدهم هجرى بوده است، كه نام و ياد و خدمات او به جهان علم و دانش هماره در يادها جاودانه خواهد ماند. اينك در اين مقال كوتاه به ذكر شمّه اى از آثار و مفاخرش مى پردازيم.
 

ولادت

آية اللّه حاج سيد جواد قمى، كه نام اصلى اش سيد محمد تقى و به سيد جواد مشهور بود،(1) در سال 1240 ق، در قم در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. البته سال ولادت ايشان در جايى به صراحت ذكر نگرديده؛ اما از آنجا كه وفاتش، در 63 سالگى (1303 ق) واقع شده، طبعاً ولادتش در 1240 ق بايد بوده باشد.(2)
 

پدر و مادر

مادر ايشان، فرزند مرحوم آية اللّه العظمى ميرزاى قمى (صاحب قوانين)(3) و پدر بزرگوارش، مرحوم حجة الاسلام حاج ميرزا على رضا طاهرى قمى (فرزند سيد محمد بن كمال الدين موسوى رضوى)، يكى از دانشمندان بزرگ و رؤساى شهر قم و از شاگردان مبرّز ميرزاى قمى، صاحب قوانين (و داماد معظم له) و مورد عنايت و محبت مخصوص او بوده است. مرحوم ميرزا محاكمات شهر قم را بدو ارجاع مى داد. به همين سبب محضر او و بعدها فرزندش، حاج سيد جواد، محلّ حلّ و فصل نزاع ها و رفع محاكمات بود و در اجراى احكام شرعى و اقامه معروف و نهى از منكر، از سرزنش ديگران نمى هراسيدند و در رفع ظلم از مردم مى كوشيدند. وى در شوال 1248 ق بدرود زندگى گفت و در قبرستان شيخان كبير قم، به خاك سپرده شد.(4) آية اللّه حاج سيد جواد در هشت سالگى پدرش را از دست داد.

گفتنى است كه آية اللّه حاج سيد جواد قمى از نوادگان عالم جليل القدر ملا محمد طاهر قمى - شيخ الاسلام قم - است و اولاد و اعقابش در قم به خاندان «پيشوايى» شهرت دارند.
 

تحصيلات

مرحوم حاج سيد جواد، پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى، دروس مقدماتى حوزه را در قم در حدود سال 1255 ق، به اتمام رساند و براى ادامه تحصيل به اصفهان، كه در آن زمان مهد علم و دانش و از بزرگ ترين حوزه هاى علميه جهان اسلام به شمار مى رفت، مهاجرت كرد و در درس اساتيد بزرگ حوزه اصفهان مانند آيات عظام: سيد محمد باقر شفتى معروف به حجة الاسلام و شيخ محمد تقى رازى (و شايد حاجى كلباسى و ملاعلى نورى، كه قطب هاى علم و دانش در اصفهان بودند)، شركت كرد و مبانى علمى اش را استوار ساخت.(5)
 

مهاجرت به نجف

حاج سيد جواد، پس از وفات استادش، سيد باقر شفتى، در سال 1260ق، به سوى نجف اشرف كوچ كرد و ساليان بسيار در درس هاى فقه و اصول آيات عظام: شيخ محمد حسن نجفى، صاحب جواهر و مدت كمى نيز در درس شيخ مرتضى انصارى حاضر شد و با استحكام بخشيدن به آموخته هاى خود به درجات عالى علم و اجتهاد نايل آمد.(6)
 

اساتيد

از آنچه گفته شد و در كتاب هاى تراجم بدان تصريح شده است، بر مى آيد كه مرحوم حاج سيد جواد قمى در درس اسايتد ذيل حدود 12 سال شركت كرده است:

.1 سيد محمد باقر شفتى، معروف به حجة الاسلام (1175 - 1260ق)، صاحب «مطالع الانوار».

.2 شيخ محمد تقى ايوانكى رازى، (1185 - 1248ق)، معروف به صاحب حاشيه «هداية المستر شدين فى حاشية معالم الدين».

.3 شيخ محمد حسن نجفى (1202 - 1266ق)، نويسنده «جواهر الكلام فى شرح شرايع الاسلام».

.4 شيخ مرتضى انصارى (1214 - 1281ق)، صاحب «فوائد الاصول» و «المتاجر» و غيره.

.5 شيخ محمد كزازى قمى (م 1278 ق): وى كه احتمالاً از اساتيد اوليه ايشان مى باشد، استاد اجازه مرحوم حاج سيد جواد بوده و تاريخ اجازه اش نيز سال 1269ق است.(7)
 

بازگشت به قم

مرحوم حاجى پس از وفات استادش صاحب جواهر، در حالى كه مجتهدى مسلّم بود، در سال 1266ق، به قم بازگشت و رياست علمى و مذهبى قم بدو انتقال يافت و تمام وقت خود را به تدريس، تأليف، اقامه جماعت و امر به معروف و نهى از منكر و ترويج احكام گذرانيد.(8)

هر چند از نام شاگردانش اطلاع دقيقى نداريم، امّا مسلّم آن است كه علماى قمى معاصرش پيش از مهاجرت از قم، چندى در درس وى حاضر مى شده اند؛ از جمله دو نفر از فرزندانش، حاج ميرزا زين العابدين و حاج سيد عبدالحسين قمى، از شاگردان او بوده اند.
 

مناصب اجتماعى

او در قم بيشتر به رفع دعاوى و حلّ نزاع ها و امر به معروف و نهى از منكر مى پرداخت. در حقيقت اين دو ويژگى از خصوصيات ممتاز وى به شمار مى رفت. در اين زمينه، نقل سخن برخى از نويسندگان خالى از فايده نيست.

فاضل مراغى مى نويسد:

«حاج سيد جواد قمى مجتهدى مسلّم و مروّجى مبسوط اليد بود و در نهى از منكر و منعِ اهل فجور، قلبى قوى داشت و در حفظ حدود شرعيه از هيچ نكته فرو نمى گذاشت.»(9)

مرحوم محمد تقى بيك ارباب هم مى نويسد:

«... جناب مستطاب قدوة الانام آقاى حاج سيد جواد - سلّمه اللّه - كه در مرافعه سرآمد اهل روزگار خود است، اگر چه در دادن احكام تأمّلى دارد، اما بعد از دادن، هرگز ناسخ و منسوخى از ايشان ملاحظه نشده است، تمام احكام ايشان مثل محكم آيات است.»(10)
 

ويژگى هاى اخلاقى


سخاوت

آن فقيه بزرگ، ثروت و باغ ها و مزارع فراوانى داشت؛(11) اما ثروتش را در راه دستگيرى از مستمندان و كمك به بينوايان مصروف مى داشت و به جود و سخاوت معروف بود.

آية اللّه ملا حبيب اللّه كاشانى مى نويسد:

«حاج سيد جواد قمى، عالمى فاضل و بخشنده و سخاوتمند بود و در روزگار قحطى و گرسنگى، تمام اموالش را بر فقيران و مستمندان بخشش نمود و رئيس بر علما بود....»(12)
 

زهد و تعبّد

يكى ديگر از فضايل اخلاقى و خصوصيات ممتازش، كثرت عبادت و تهجد و زهد و ورع بود.

فرزند بزرگوارش حاج ميرزا زين العابدين هم مى نويسد:

«... با اين كه مشغول بود به ترويج دين و قمع ظالمين، و او را محاسباتى بود با نفس خود در ايام حياتش، و مردى ورع و زاهد و كثيرالتهجد و البكاء بود، بسيارى از اوقات مناجات ابى حمزه ثمالى را در قنوت نماز وترش قرائت مى نمود و او را كرامات باهراتى است...»(13)
 

احياگر فريضه امر به معروف و نهى از منكر

ديگر از خصوصيات او، اقامه معروف و نهى از منكر بود و مانند پدرش، در رفع ظلم از مردم مى كوشيد و از ستمگران نمى هراسيد و به اين ويژگى اش، همه تصريح كرده اند.

ملا حبيب اللّه كاشانى در همين زمينه مى نويسد:

«... او به ظالمان و حاكمان اعتنا نمى كرد و كارش، امر به معروف و نهى از منكر بود و من او را در قم ملاقات كردم....»(14)
 

تواضع و فروتنى

خصوصيت برجسته ديگر آن فقيه سترگ، فروتنى و تواضعش، به خصوص در تحصيل علم و دانش بود. او در اين جهت ملاحظه نام و عنوان خود را نمى كرد واز همه كس، علم را اخذ مى كرد.

آية اللّه حاج سيد مهدى روحانى، با اشاره به اين ويژگى ايشان، از پدر و عمويش (آية اللّه حاج ميرزا ابوالحسن و آية اللّه حاج ميرزا محمود روحانى) نقل مى كند:

«هنگامى كه حاج سيد صادق قمى، در سال 1298 ق، به قم آمد، مورد استقبال فراوان آقاى حاج سيد جواد قرار گرفت. معظم له در آن زمان، در قم رياست تامه داشت و چون از مطالب شيخ انصارى چيز مهمّى در دست نداشت و از طرفى حاج سيد صادق، به تازگى وارد قم شده بود و چندان موقعيتى نداشت، مرحوم حاج سيد جواد با ايشان مباحثه خصوصى قرار داده بود و در حقيقت از او استفاده مى كرد. آن مرحوم وصيت كرد كه مُهرم را تحويل حاج سيد صادق بدهيد و نماز بر جنازه ام را هم ايشان بخواند.»(15)
 

تأليفات

از آن فقيه بزرگ، كتاب هاى متعددى در فقه، اصول، رجال و حديث به جاى مانده است كه هر كدام شاهدى بر اوج علم و دانش او است. تأليفات او عبارتند از:

.1 «مقاليد الاحكام»: اين كتاب دوره كامل فقه است.(16) مؤلف بزرگوار، تأليف آن را به سال 1266 ق، در نجف اشرف آغاز كرده و در غدير 1299 ق، در قم به پايان برده است. در بالاى تمام صفحات اين كتاب جمله مبارك «بسم اللّه و الحمدللّه و الصلاة على محمّد و آله» ديده مى شود (و اين كثرت تعبّد معظم له را به رعايت مستحبات و آداب شرعيه، نشان مى دهد).

نسخه اصلى آن در سه جلد، با شماره هاى 3521، 3915 و 4645، در كتابخانه مرحوم آية اللّه مرعشى نجفى موجود است. موضوعات اين سه جلد بدين ترتيب به چاپ رسيده است: ج 1: از طهارت تا خمس ؛ ج 2: از صوم تا پايان حج و ج 3: از جهاد تا حدود وديات.

.2 «الدّرة الباهرة فى احكام العترة الطاهرة»:(17) نسخه اصلى اين كتاب در كتابخانه مرحوم آية اللّه سيد محمد حجت كوه كمرى، در مدرسه حجتيّه قم موجود است.

.3 «حاشيه بر قوانين الاصول»: نسخه اصلى آن در كتابخانه «جامعة امّ القرى » در مدينه منوره موجود است.

.4 «كتاب الرجال».(18)

.5 «ينابيع الحكم»: اين كتاب درباره توحيد، نبوت، اثبات كفر اهل الحاد و بدعت و در اخبار و روايات است.(19)

.6 مجموعه 20 رساله در موضوعات مختلف فقه، اصول و رجال كه نام آن ها معلوم نشده است.(20)
 

فرزندان

آن فقيه بزرگوار فرزندانى عالم و باتقوا تربيت و پرورش داد كه عبارتند از:

.1 مرحوم آية اللّه حاج سيد زين العابدين رضوى حسينى قمى: وى عالمى بزرگ و فقيهى مشهور و از شاگردان آيات عظام: شيخ محمد طه نجف، ميرزا حسين خليلى، شيخ هادى تهرانى، سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى و آخوند خراسانى 4 بود. ايشان از سوى آخوند خراسانى، به عنوان يكى از پنج مجتهد طراز اول، براى نظارت بر قوانين مصوّب مجلس شوراى ملّى، به تهران آمد و پس از مدّتى، در 1327 ق بدرود حيات گفت. او در مدّت اقامت اندكش در تهران، مورد توجه بسيار خاص و عام قرار گرفت و به دليل داشتن كمالات نفسانى و كثرت تقوايش، مورد اعتماد و رغبت و مرجعيت مردم بود. از آثار وى كتاب «البراهين الجلية فى شرح القصيدة العلوية»، شرح قصيده استادش شيخ محمد طه نجف است.(21) يكى ديگر از كتاب هايش، حاشيه رجال ابوعلى حايرى (منتهى المقال) مى باشد.(22)

.2 حاج سيد عبدالحسين طاهرى قمى: وى نيز از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى، سيد محمد كاظم يزدى و شيخ الشريعه اصفهانى بود و در علم و عمل به مرتبه اى والا دست يافته بود. در سال 1337 ق، پس از هفده سال تحصيل در نجف، به قم بازگشت و پس از اندكى، در گذشت و در قبرستان شيخان قم مدفون شد؛(23)

.3 مرحوم حاج ميرزا عليرضا پيشوايى (1282 - 1367 ق): ايشان سومين فرزند حاج سيد جواد و نماينده مردم قم در دوره سوم و پنجم قانونگذارى در مجلس شوراى ملى در عصر مشروطيت بوده است.(24)
 

وفات

سرانجام اين مرجع فرزانه قم روز شنبه سوم ماه صفر الخير سال 1303 ق، در 63 سالگى بدرود حيات گفت. پس از نماز گزاردن آية اللّه حاج سيد صادق قمى بر پيكر پاكش، در قبرستان شيخان در بقعه محدّث جليل القدر، زكريا بن آدم اشعرى، نزد قبر پدر و جدّش مدفون گرديد.(25)

محدث قمى، در اشاره به محل دفن و جلالت و شأن ايشان، مى نويسد:

«ما بين قبر اين دو بزرگوار، زكريابن آدم و ملامحمد طاهر قمى،

قبر سيد سند و ركن معتمد، فحل الفقهاء العظام و مروّج الشريعة و الاحكام، السّراج الوهّاج، ذوالطبع الوقاد، سيّدنا الاجل، آقاى حاجى سيد جواد قمى صاحب تصانيف رايقه و فضايل و مناقب فايقه، در زمانى كه اين احقر كوچك بودم، آن بزرگوار از دنيا رحلت فرمود، و جلالت و شأن و عظمت قدر آن بزرگوار بسيار است.»(26)

 

منابع

1 - بيان المفاخر در احوالات حجة الاسلام سيد محمد باقر، سيد مصلح الدين مهدوى، چاپ اصفهان، مسجد سيد.

* تاريخ دار الايمان قم. محمد تقى بيك ارباب، به كوشش: سيد حسين مدرسى طباطبايى، چاپ قم، 1353 ش.

2 - تاريخ قم، شيخ محمد حسين ناصر الشريعة، با مقدمه و پاورقى: على دوانى، چاپ قم، انتشارات دارالفكر، 1350 ش.

3 - الذريعة الى تصانيف الشيعة، شيخ آقا بزرگ تهرانى، چاپ بيروت، دارالاضواء، 1403 ق.

4 - رجال قم، سيد محمد مقدس زاده، چاپخانه مهر ايران، دى ماه 1335 ش.

5 - طرائف المقال فى علم الرجال، سيد على اصفر جاپلقى بروجردى، تحقيق: سيد مهدى رجايى، قم، مكتبة آيت اللّه نجفى مرعشى.

6 - فوائد الرضوية فى تراجم علماء المذهب الجعفرية، حاج شيخ عباس قمى، تهران، انتشارات مركزى.

7 - گنجينه دانشوران، احمد رحيمى، چاپخانه قم، 1339 ش.

8 - لباب الالقاب فى القاب الاطياب، ملاحبيب اللّه كاشانى،. چاپ قم.

9 - المآثر و الآثار، محمد حسن خان اعتماد السلطنة، تهران، كتابخانه سنايى.

* مجله مسجد، ش 48 - سال 1378 ش مقاله «آيت اللّه سيد صادق قمى» به قلم: ناصر الدين انصارى.

10 - مصفى المقال فى مصنّفى علم الرجال، شيخ آقا بزرگ تهرانى، مقدمه و فهارس: احمد منزوى، چاپ تهران.

11 - نقباء البشر فى القرن الرابع عشر، شيخ آقا بزرگ تهرانى، مشهد، نشر مرتضى، 1403 ق.

منبع: ستارگان حرم / جمعي از نويسندگان، قم، نشر زائر، جلد 11



1 - نقباء البشر، آقا بزرگ تهرانى، ج 1، ص 337.

2 - همان.

3 - تاريخ قم، ناصر الشريعه، ص 222.

4 - رجال قم، مقدس زاده، ص 137.

5 - نقباء البشر، ج 1، ص 337.

6 - بيان المفاخر، سيد مصلح الدين مهدوى، ج 1، ص 297.

7 - الذريعه، آقا بزرگ تهرانى، ج 1، ص 245.

8 - بيان المفاخر، ج 1، ص 297.

9 - المآثر و الآثار، ص 153.

10 - تاريخ دارالايمان قم، ص 30.

11 - ر.ك: تاريخ دارالايمان قم، محمد تقى بيك ارباب، ص 70، 74، 82، 83، 93 و 113.

12 - لباب الالقاب، ص 77.

13 - تاريخ قم، ص 255.

14 - لباب الالقاب، ص 77.

15 - مجله مسجد، ناصر الدين انصارى، ش 47، ص 101.

16 - الذريعة، ج 22، ص 2.

17 - تاريخ قم، ج 2، ص 255 و رجال قم، ص 98.

18 - مصفى المقال، شيخ آقا بزرگ تهرانى، ص 116.

19 - الذريعة، ج 25، ص 288 و تاريخ قم، ص 255.

20 - رجال قم، ص 98 و تاريخ قم، ص 255.

21 - نقباء البشر، ج 2، ص 800 و رجال قم، ص 139.

22 - تاريخ قم، ص 255.

23 - نقباء البشر، ج 3، ص 1035.

24 - گنجينه دانشوران، احمد رحيمى، ص 209 و رجال قم، ص 137.

25 - تاريخ قم، ص 255 و رجال قم، ص 98.

26 - فوائد الرضوية، ص 548.

 



 



گالری تصاویر
در این قسمت موردی یافت نشد



مقاله های مرتبط
در این قسمت موردی یافت نشد