صفحه اصلی   /   بازگشت

علامه سيد عبدالعزيز طباطبائى؛ آموزگار تحقيق

مهدى سليمانى آشتيانى

 

علامه محقق، آقا سيد عبدالعزيز طباطبايى  (ره) نامى آشنا براى اهل قلم و تحقيق است. نام آن بزرگوار بر تارك پژوهش هاى علوم اسلامى چون ستاره اى مى درخشد و يك عمر تلاش و كوشش و خوشه چينى از خرمن معارف بلند اهل بيت  (ع) را تداعى مى كند. ايشان مرجع محققان و پشتوانه اى براى جويندگان زلال دانش در عصر ما بود.
 درب خانه اش به روى همه باز بود و با رويى گشاده به مشكلات و سؤالات افراد پاسخى شايسته مى داد.

آيةاللّه سيد محمد على ابطحى اصفهانى در اين باره فرموده اند:

«تا آقاى سيد عبدالعزيز طباطبايى  (ره) زنده بود، اهل تحقيق مى دانستند در زير آسمان شهرى زندگى مى كنند كه مى توانند در هر بعدى از ابعاد مختلف مسائل اسلامى مشغول تحقيق باشند، در هر موردى كه با مشكل مواجه شوند،استاد راهنمايى در آن شهر در گوشه خانه اش نشسته كه در هر لحظه از لحظات شب و روز مهياست تا مشكل آنها را بدون هيچ منّتى با يك تلفن حل كند.» (1)

سخن از عالمى سخت كوش، محقّقى بلند همت، دانشمندى فرزانه يعنى علّامه آقا سيد عبدالعزيز طباطبايى است. اگر چه زرشناسان او را نيك مى شناسند و قدر مى دانند، ولى براى آن كه مجموعه حاضر از نام و ياد آن عزيز خالى نباشد، در اين مجال به زندگى و آثار آن مرد بزرگ نگاهى گذرا خواهيم داشت.

در يكمين سال افول شمع وجود ايشان، به همت مؤسّسه آل البيت  (ع) و به قلم جمعى از ارادتمندان يادنامه اى براى او در سه جلد به چاپ رسيد كه شرح يك عمر پژوهشِ محقّق طباطبايى بود. آن يادنامه منبع عمده نگارنده در اين مقاله است.


خاندان

بيت طباطبايى يزدى از خانواده هاى ريشه دار و شريف ايران هستند و مردان بزرگى را در دامن خود پرورش داده اند. اصل اين خاندان از «كسنويه» يزد است و اوّلين كسى كه از آنها به عراق هجرت كرد، فقيه و عالم نامى، مرحوم آيةاللّه العظمى سيد محمد كاظم يزدى  (ره)، است. ايشان از مراجع عاليقدر شيعه در قرن چهاردهم و از نظر جامعيت در فروع فقهى كم نظير است. كتاب معروف او « عروةالوثقى»، تقريبا به وسيله همه مراجع بعد از خودش حاشيه خورده است. آن بزرگوار در عيد مبعث 1328 ق در نجف اشرف به رحمت ايزدى پيوست. يكى از افراد بيت طباطبايى - كه پسر عموى صاحب « عروة» مى باشد. - آقا سيد اسماعيل طباطبايى است. او كه دروس عالى حوزه را در نجف اشرف فرا گرفته بود و از فضلاى حوزه به شمار مى رفت، به دامادى صاحب « عروة» درآمد. فرزند سيد اسماعيل، مرحوم آقا سيد جواد طباطبايى، پدر محقق طباطبايى است. مادر سيد عبدالعزيز نيز فرزند سيداحمد طباطبايى، پسر صاحب عروة است. لذا محقق طباطبايى هم از سوى پدر و هم از سوى مادر، نواده صاحب عروه محسوب مى شود. (2)

پدر محقق طباطبايى، يعنى آقا سيد جواد، از چهره هاى معروف علماى نجف اشرف بود.

آقا سيد عبدالعزيز درباره پدر گرامى اش مى گويد:

«ايشان از اهل علم، مشهور به تقوى و زهد بود... قسمت زيادى از وقت خود را مشغول نماز و نوافل بود و نصف آخر قرآن را حفظ داشت و هر روز قرائت مى كرد.» (3)

سيد جواد طباطبايى در سال 1363 ق براى معالجه به ايران آمد و در تهران در گذشت و در جوار حرم مطهر حضرت عبد العظيم حسنى  (ع) مدفون شد.


تولّد

در بيت طباطبايى يزدى در 23 جمادى الاول 1348 ق  ( چهارم آبان 1308 ش) كودكى پا به عرصه وجود گذاشت. او را سيد عبد العزيز نام نهادند. بعد از دوران طفوليت به مكتب رفت و خط و قرآن و حساب و ديگر مقدمات را فرا گرفت. پس از آن به سلك طلاب علوم دينى درآمد و تحت اِشراف پدر گرامى اش مراحل آغازين دانش را طى كرد. پانزده سال داشت كه همراه پدر به ايران آمد و در همين سفر پدرش در گذشت. اگر چه از دست دادن سايه مهر پدرى براى او سخت بود، ولى سيد عبد العزيز خيلى زود به قم رفت و مدتى مشغول تحصيل بود و از درس مرحوم آيةاللّه حاج آقا رضا صدر استفاده كرد. سال بعد به نجف اشرف و جوار آستان مولاى متقيان امير مؤمنان  (ع) برگشت و در پرتو آن قبه نورانى مشغول كسب علم گرديد.


اساتيد

محقق طباطبايى  (ره) ساليان متمادى از محضر بزرگان حوزه سترگ نجف بهره ها برد. بعضى از شخصيت هايى كه وى از خرمن دانش آنها استفاده كرده است، عبارتند از:

1 - آية اللّه العظمى سيد ابوالقاسم خويى  (ره)  (م 1413 ق )

2 - آية اللّه العظمى سيد عبد الهادى شيرازى  (ره)  (م 1382 ق )

3 - آية اللّه العظمى سيد عبد الا على سبزوارى  (ره)  (م 1414 ق )

4 - آية اللّه سيد على علامه فانى  (ره)  (م 1409 ق)

5 - آية اللّه سيد هاشم حسينى طهرانى  (ره)  (م 1411 ق)

6 - آية اللّه ميرزا محمد على اردوبادى  (ره)  (م 1380 ق )

7 - آية اللّه شيخ مجتبى لنكرانى  (ره)  (م 1406 ق)

8 - آية اللّه شيخ صدرا بادكوبه اى  (ره)  (م 1392 ق )

آقا عبدالعزيز طباطبايى مراتب عالى فقه، اصول، كلام و فلسفه را از اين بزرگان فرا گرفت؛ ولى آنچه از دوران جوانى مورد علاقه فراوانش بود، علم كتابشناسى و بررسى و احياى ميراث كهن شيعه بود.

در سالهاى تحصيل او در نجف، دو شخصيت فرزانه و استوانه استوار اين رشته حاضر بودند: علّامه حاج آقا بزرگ تهرانى، صاحب اثر عظيم «الذريعه» و علامه حاج شيخ عبدالحسين امينى مؤلف كتاب گرانسنگ «الغدير». اين دو بزرگوار كه از چهره هاى تابناك حوزه هاى علميه به شمار مى رفتند و خود كتابخانه اى سيّار از ميراث شيعه بودند، در رشد و پرورش آقا سيد عبدالعزيز بسيار تأثير گذار بودند.از همان اوان تأسيس كتابخانه عمومى حضرت اميرالمؤمنين  (ع) در نجف اشرف به وسيله مرزبان غيور حريم تشيع، علامه امينى  (ره)، محقق طباطبايى در آنجا مشغول تحقيق و تدوين فهرست كتابخانه شد. اين امر باعث انس و ارتباط مداوم با علامه امينى گرديد. در همين سالها محقق طباطبايى براى شناسايى نُسَخ خطى، كتابشناسى و ساير ظرايف و دقايق اين رشته، با علامه عاليقدر حاج آقا بزرگ تهرانى  (ره) مراوده مستمر داشت.

سيد عبد العزيز از سه نفر از بزرگان اساتيد خود نيز داراى اجازه نقل روايت بود كه عبارتند از حضرات آيات: سيد ابوالقاسم خويى ؛ سيد عبدالهادى شيرازى و علامه آقا بزرگ تهرانى  (ره) .


مهاجرت به ايران و ادامه فعاليت هاى علمى

محقق طباطبايى در سال 1396 ق  (1356 ش) به علت فشارهاى رژيم عراق به ايرانى ها، به ميهن آباء و اجدادى خويش مهاجرت كرد و در جوار نگين شهر قم، حضرت فاطمه معصومه  (س)، اقامت گزيد. حضور ايشان در حوزه مقدس قم براى فضلا و محققين بسيار مغتنم و نيك بود و خيلى زود شمع جمع اهل قلم گرديد. اخلاق پاك و روحيه بى آلايش، سخاوت علمى، تواضع و محبت آن عزيز باعث ارادت و علاقه مضاعف شاگردانش به او مى شد.حافظه بسيار خوب، اخلاص و عشق به نشر آثار اسلامى، تجربه عملى و معاشرت طولانى با اساتيد و اهل فن، از محقق طباطبايى دانشمندى جامع پديد آورده بود، به طورى كه هر كسى از محضرش بهره اى مى برد. علاوه بر محققين و شاگردان، مؤسسات تحقيقاتى و علمى نيز از تجربه و تخصّص او بى نياز نبودند. مراكزى همچون: مؤسسه آل البيت  (ع) لاحياء التراث، مركز الغدير للدراسات الاسلاميه، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، دايرة المعارف بزرگ اسلامى و... با ايشان ارتباط داشتند و آثار زيادى با نظارت و همكارى مستقيم وى تحقيق و چاپ شد. بر اساس فهرستى كه فرزند گرامى شان، آقاى سيد محمد طباطبايى، تهيه كرده اند، تعداد 94 عنوان كتاب با استفاده از راهنمايى ها و يادداشت هاى محقق طباطبايى تحقيق شد كه در مقدّمه اين آثار بدين نكته اشاره شده است. (4)

علامه محقق طباطبايى همچنين در مجامع و همايش هاى علمى مختلفى شركت مى جست و در بسيارى از آنها مقالاتى نيز ارائه مى نمود. از آن جمله به كنگره علاّمه شريف رضى در 1406 ق در تهران، كنگره هزاره شيخ مفيد در 1413 ق، در قم، كنگره امام حسين  (ع) در 1404 ق در لندن و كنگره امام على  (ع) در 1406 ق در لندن، مى توان اشاره نمود.


محقق طباطبايى و فهرست نگارى

آقا عبدالعزيز طباطبايى را بدون شك بايد از نامدارترين كتاب شناسان و نسخه شناسان عصر اخير به شمار آورد. از اوان نوجوانى علاقه وافرى به فهرست نگارى و كتاب شناسى نشان مى داد و چنان كه خود فرموده اند، در سن هشت يا نه سالگى كُتُب كتابخانه مدرسه سيد  (ره) را در نجف اشرف در دفتر كوچكى فهرست كردند. اين دفتر اولين فهرستى است كه ايشان تهيه نمود. (5)

در دوران جوانى درك محضر كتاب شناس شيعه، علامه آقا بزرگ تهرانى  (ره) و 25 سال ارتباط با وى، تبحّر و تخصّص ويژه اى به آقاى طباطبايى بخشيده بود و شايد بتوان او را يادگار و وارث علمى صاحب «ذريعه» در قم دانست.

ايشان فهرست هاى زيادى را از نُسَخ خطى داخل و خارج كشور تهيه كرد كه در بخش آثار به آنها اشاره خواهيم كرد.

محقق طباطبايى در مورد فهرست نگارى در ايران فرموده اند:

«در ايران، در كل بسيار خوب است ؛ و من مكررا گفته ام كه هيچ كشور ديگرى به اندازه ايران، فهرست تهيه و چاپ نكرده است.»

ايشان در مورد زبان فهرست ها گفته اند:

«به نظر من بهتر است كه فهرست به زبان كتاب ها باشد؛ مثلاً كتب عربى به زبان عربى و كتاب هاى فارسى به زبان فارسى فهرست شوند.»

مرحوم طباطبايى درباره فهرست نگارى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى نيز ضمن تجليل، فرموده اند:

«كار اشتباهى كه انجام شده فهرست موضوعى است؛ زيرا كتابخانه اى را كه دائماً در حال رشد است نمى توان به صورت موضوعى فهرست كرد، بلكه بايد كتاب ها را شماره اى فهرست كرد.» (6)


پدر پير پژوهش در نگاه هنرشناسان

همه كسانى كه با محقق طباطبايى  (ره) آشنايى داشتند به صفاى روح او و خلوص و ارادت ايشان به مقام شامخ اهل بيت عصمت و طهارت  (ع) و همچنين تبحّر و تخصّص او در كتاب شناسى شيعه، اذغان دارند.

استاد فرزانه حضرت آية اللّه آقا موسى شبيرى زنجانى - دامت بركاته - درباره آقا سيد عبد العزيز مى فرمودند:

«سه نكته در مورد ايشان قابل ذكر است: اوّل اين كه تسلط او بر كتاب شناسى اسلامى جاى شك و شبهه نبود، به صورتى كه اگر نگوييم بى نظير، مسلّم كم نظير بود؛ دوم اين كه اهل مسامحه و تعارف در تعبير نبود و مطالبى كه نوشته است با توجه به پشتوانه تحقيق ايشان قابل اعتماد و اعتنا است و سوم اين كه اگر مى فهميد كسى اهل استفاده و تحقيق است، با عشق تمام و با سخاوت و سماحت به او كمك مى كرد.» (7)

علامه محمد تقى جعفرى  (ره) در مورد تواضع و فروتنى او فرموده اند:

«از محاسن با اهميت شخصيت آن مرحوم، كه متاسفانه تا حدودى كمياب است، اين بود كه معمولاً در صدد ابراز معلوماتِ وافرى كه اندوخته بود برنمى آمد. اگر كسى روزها با آن بزرگوار همنشينى مى كرد نمى توانست از كميت معارفى كه در درون داشت، اطلاع پيدا كند.» (8)

استاد محمد تقى دانش پژوه  (ره) نيز چنين فرموده اند:

«هيچ آخوندى را مثل او آنچنان پراطلاع نديده بودم.» (9)

و استاد عبدالحسين حائرى نيز درباره ميزان تسلط وى نوشته اند:

«در باب تسلط ايشان بايد گفت كه از مسلم ترين امور كه جاى شك در آن نيست، تسلط كامل ايشان بر ميراث فرهنگى مخطوط اسلام و تشيع است.» (10)

از خصوصيات بارز آن بزرگوار سماحت و سخاوت وى در كمك به پژوهشگران و شاگردان بود كه همه كسانى كه از او استفاده كرده اند، به اين خصيصه اشاره مى كنند. آقاى صحتى سردرودى در اين باره نوشته اند:

«هرگز فراموش نمى كنم آن شبى را كه استاد براى معالجه مى خواست چند صباحى به تهران رود و من بى خبر از همه جا، سر در كتاب و دفتر فرو برده بودم و مى نوشتم كه ديدم استاد خم شد و كليدهاى خانه را پيشم نهاد و گفت: ما عازم تهرانيم و در خانه كسى نيست. كتابخانه در اختيار شماست، هر وقتى از شبانه روز كه خواستى مى توانى بيايى و مطالعه كنى؛ و اگر هم خواستى مى توانى به خانه خود تلفن بزنى و همين جا بمانى و شبانه روز به تحقيق بپردازى.» (11)


غروب آفتاب پژوهش

با وجود آن كه علامه طباطبايى در اواخر عمر از ناراحتى قلبى رنج مى برد، ولى كار و تلاش را رها نكرد و همچنان به فعاليت هاى علمى خود ادامه مى داد. تا اين كه روز دوشنبه 6 ماه رمضان 1416 ق به علت نارسايى شديد قلبى در بخش ccu بيمارستان آية اللّه العظمى گلپايگانى  (ره) بسترى شد و ساعت 2 بامداد روز بعد، يعنى 7 رمضان المبارك 1416  (18 اسفند ماه 1374)، مرغ روح آن عزيز كالبد تن را رها نمود و به ملأ اعلى پر كشيد.

عصر همين روز پيكر پاك او در ميان موج تألّم، تأثّر و ناباورى هزاران نفر از دوست داران و ارادتمندان و شاگردانش از مسجد امام حسن عسگرى  (ع) به سوى حرم حضرت معصومه  (س) تشييع شد. پس از اقامه نماز به وسيله حضرت آية اللّه آقا موسى شبيرى زنجانى - دامت بركاته -، در جوار بارگاه ملكوتى كريمه اهل بيت، حضرت فاطمه معصومه  (س)، در حجره 14 صحن بزرگ به خاك سپرده شد. در واقع با دفن اين محقق فرزانه، كتابخانه اى وسيع در گوشه اى از حرم مدفون گشت.

آثار و تأليفات

اگر چه چندين سال است كه از فيض حضور آن محقق سخت كوش محروم شده ايم، ولى آثار جاويد او هماره عطر وجودش را در دل و جان مؤمنان زنده خواهد ساخت. فهرست مختصر تأليفات و نوشته هاى ايشان بر اساس مقاله «خزان در گلشن تحقيق» (12)، اثر فاضل ارجمند جناب صدرايى خويى - كه خود از ارادتمندان و شاگردان محقق طباطبايى است. - به شرح ذيل مى باشد.

آثار ايشان را مى توان به هفت بخش تقسيم كرد:

الف) تكميل تأليفات علامه تهرانى

مثل «مستدرك الذريعه»، «اضواء على الذريعه»، «مهذّب الذريعه»، «معجم اعلام الشيعه»، «تعليقات على طبقات اعلام الشيعه» و «تنظيم و تصحيح نقباء البشر».

ب) تكميل تأليفات علامه امينى

مانند «على ضفاف الغدير» در تكمله الغدير و «انباء السماء برزية كربلا» در تكميل سيرتنا و سنتنا.

ج) تحقيق و تصحيح آثار بزرگان

مانند «فهرست منتجب الدين»، «الاربعون المنتقى من مناقب المرتضى»، «عقدالدرر فى اخبار المهدى المنتظر»، «مقتل اميرالمؤمنين  (ع) از ابن ابى دنيا»، «مناقب اميرالمؤمنين  (ع) از احمدبن حنبل»، «ترجمه اميرالمؤمنين  (ع) از تاريخ دمشق»، «ترجمه امام حسن و امام حسين  (ع) از طبقات ابن سعد» و...

د) فهرست نُسَخ خطى

مانند «فهرست كتابخانه اميرالمؤمنين  (ع) در نجف اشرف»، «فهرست نسخ خطى آستان قدس رضوى»، «فهرست نسخ كتابخانه علامه طباطبايى در شيراز»، «فهرست نسخ كتابخانه سيد محمد على قاضى طباطبايى در تبريز»، «فهرست نسخ كتابخانه فراز عبدالقادر گيلانى در بغداد»، «فهرست نسخ كتابخانه ثقة الاسلام در تبريز» و...

ه ) كتابنامه ها

از جمله «اهل البيت فى مكتبة العربية»، «الغدير فى التراث الاسلامى»، «حياة الشيخ المفيد»، «مكتبة العلامة الحلّى»، «فى رحاب نهج البلاغه»، «مخطوطات اللغة العربيه»، «فهرست تصانيف كراجكى» و...

و) يادداشت ها


مانند «نتايج الاسفار»، «قيد الاوابد و جمع الشوارد»، «فهرست نسخه هاى منتخبه از كتابخانه هاى تركيه»، «فهرست نسخ خطى منتخب از حجاز»، «فهرست نسخ منتخب از كتابخانه هاى تبريز» و...

ز) ساير آثار

مثل «الحسين  (ع) والسنة»، «المهدى  (ع) فى السنة النبوية»، «حياة الشيخ يوسف بحرانى»، «شخصيت علمى و مشايخ شيخ طوسى» و....

علاوه بر آثار مذكور، مقالات متعددى نيز از آن فقيد در مجله وزين «تراثنا» به چاپ رسيده است. براى شناخت دقيق و تفصيلى آثار ايشان مى توان به جلد اول يادنامه مراجعه نمود.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1 - المحقق الطباطبائى فى ذكراه السنوية الاولى، ج 3، ص 1178.

2 - الغدير فى النراث الاسلامى، ص 233.

3 - المحقق الطباطبائى فى ذكراه السنوية الاولى، ج 1، ص 350 - 348.

4 - همان، ج 3، ص 1135 - 1090.

5 - همان، ص 1223.

6 - همان، ص 1223 - 1219.

7 - مصاحبه نگارنده با معظم له.

8 - المحقق الطباطبائى فى ذكراه السنوية الاولى، ج 3، ص 1030.

9 - همان، ص 1036.

10 - همان، ص 1039.

11 - «پدر پير پژوهش زنده است» محمد صحتى سردرودى، هفته نامه گلستان قرآن، ش 6، ص 35.

12 - «خزان در گلشن تحقيق» على صدرائى خوئى، فصلنامه وقف ميراث جاويدان، ش 12 - 11.


 

 



گالری تصاویر
در این قسمت موردی یافت نشد



مقاله های مرتبط
در این قسمت موردی یافت نشد