صفحه اصلی   /   بازگشت

آيت الله العظمي آقا ضياء الدين عراقي


علي، معروف به ضياء الدين، فرزند آخوند ملّا محمّد كبير سلطان آبادي (عراقي) در سال 1278ق در محلّة حصارقدم سلطان آباد (اراك)قدم به عرصه وجود نهاد. ملّا محمّد، پدر آقا ضياء (1210 ـ 1290ق) در عصر خود عالمي بزرگوار و فقيهي وارسته بود و در ميان شاگردان آية الله آقا محسن عراقي علاء المحدثين (1247 ـ 1325ق) منشي خاص آخوند خراساني و آية الله سيد محمّد شفيع الدين جاپلقي (متوفا: 1280ق) مقام و مرتبه اي بلند در علم بود و به تقوا و پرهيزكاري شهرت داشت. در اجازه اي كه آقا شفيع به وي داده، او را به عنوان «عالم فاضل و محقق مدقق و از رؤسا وقضات مورد وثوق و اطمينان» ياد كرده است.
آية الله اراكي (1312 ـ 1412ق) ازقول پدر خويش نقل مي كند:
«آخوند كبير ارتزاقش از يكقطعه زميني در اطراف سلطان آباد (اراك) بود كه زراعت مي كرد و نان سال خود و اهل عيالش از همانقطعه زمين بود. يك وقت كه حاصل آن زمين را در خرمن گاه جمع كرده بودند، در اطرافش هم خرمن هايي بوده است، كسي عمداً يا سهواً آتش روشن مي كند، باد هم بود و آتش افتاده بود توي خرمن ها، خرمن گاه است و خشك، به محض افتادن آتش خرمن ها آتش مي گيرد. اين خرمن، آن خرمن، تا آتش همه خرمن ها را مي گيرد. كسي به آخوند مي گويد: چه نشسته اي! نزديك است خرمن شما آتش بگيرد. آخوند ملّا محمّد تا اين را مي شنود عبا و عمامه را برمي دارد وقرآن را و به بيابان رو به آتش و در دستش همقرآن؛ مي گويد: اي آتش! اين نان خانواده و اهل عيال من است تو را به اينقرآنقسم! به اين خرمن متعرض نشو. پدرم گفت: تمام آنقبه ها كه اطراف بود، خاكستر شد و اين يكي ماند. هر كس كه مي آمد، انگشت به دهان مي گرفت و متحير مي شد كه اين چه جور مانده؟! خبر نداشتند، من خبر داشتم، پدر مرحوم آقا ضياء همچو شخصي بوده است.»

تحصيلات

آقا ضياء الدين كه داراي هوشي سرشار و استعدادي فوق العاده بود، مقدمات علوم اسلامي را نزد پدر و ساير علما، در زادگاهش فرا گرفت و در سال 1302ق براي ادامه تحصيل، راهي اصفهان گرديد و در مدرسه صدر اقامت گزيد. آيت ‎الله العظمي اراكي (ره) درباره انگيزه سفر آقا ضياء به اصفهان مي گويد:
پدر مرحوم آقا ضياء در هشتاد سالگي فوت كرد؛ در حالي كه فرزندش، آقا ضياء 12 سالش بوده و غير از ايشان دو دختر هم داشتند. حاج صمصام الملكي بود متمول و ارباب ملك و املاك و لكن از علوم هم بي اطلاع نبوده است.
مرحوم آقا شيخ فرمودند: در كربلا كه بودم در مدرسه حسن خان كربلا درس مي گفتم. صمصام الملك براي زيارت آمده بود، يك هفته آمد در درس من نشست، و در آن هفته از استصحاب بحث مي كرديم و كلمه «لاتنقض اليقين بالشّك» را مي گفتيم. آخر هفته كه شد، گفت:قربان آن لب و دهني شوم كه يك كلمه به اين كوتاهي از آن بيرون آمده و ما يك هفته است بحث مي كنيم، يك همچو آدمي بوده، بي اطلاع از عمليات نبوده، منتها ارباب ملك و املاك بود. به همان طرز سابق كه مي آمد خانه آخوند ملّا محمّد كبير، پدر مرحوم آقا ضياء عراقي و با او صحبت هاي علمي داشت، بعد از فوت آخوند هم مي آيد، به خيالش كه فرزند آخوند به جاي پدرش نشسته، در آن وقت، آقا ضياء 24 ساله بود. صمصام الملك فرعي عنوان مي كند. آقا ضياء نمي تواند از عهده برآيد. حاج صمصام ‎الملك مي گويد: آه! در خانه آخوند بسته شد! پدرم نقل مي كرد كه آقا ضياء فرمود: اين مثل يك كاسه آب گرمي بود كه به سرم ريخته شد. از همان مجلس كه حركت مي كند، مي رود به اصفهان و بعدش هم به نجف، و مي ماند تا آقا ضياء مي شود و همين يك كلمة «آه درِ خانه آخوند بسته شد.» باعث شد تا او به طور جدّي و مصمم به درس و بحث پرداخت و به كمالات علمي و معنوي دست يافت. آقا ضياء الدين شش سال در حوزة علميه پررونق اصفهان، از محضر استادان بزرگواري، همچون آيات عظام:
1. آقا سيد محمد هاشم چهارسوقي (1235 ـ 1318ق)
2. ميرزا جهانگير خانقشقايي (1243 ـ 1328ق)
3. ميرزا ابوالمعالي كلباسي (1247 ـ 1315ق)
4. آخوند ملّا محمّد كاشي (1249 ـ 1333ق).
دروس سطح عالي فقه، اصول، كلام و فلسفه را آموخت و در اواسط سال 1307ق به عراق مهاجرت نمود و ابتدا، به شهر سامرّا كه از مراكز اجتماع طلاب مهاجر و دار العلم آن زمان بود، رفت. مدتي را به خيال و عنوان اين كه در مسندقضا نشسته، به رتق و فتق (حل و فصل) امور مردم گذراند. پس از چند ماه، ناگهان از اين خيال و علاقه به مسند منصرف شد و با شنيدن آوازه و شهرت ميرزا حبيب الله رشتي، سامرّا را ترك و به سوي نجف حركت كرد و تا آخرعمر در آن حوزه كهن و مهم و پايگاه و مركز علم، ماندگار شد.

اساتيد

1. ميرزا حبيب الله رشتي (1234 ـ 1312ق) مدفون در نجف: و از شاگردان بزرگ و پرآوازه شيخ انصاري بود. كتاب «بدايع الافكار» وي در علم اصول معروف است. شيخ انصاري درباره اش فرمود: «من درس را براي سه نفر مي گويم: ميرزا محمّد حسن شيرازي، ميرزا حبيب الله رشتي و آقا حسن تهراني» آقا ضياء حدود 4 سال در درس ميرزا حبيب الله رشتي شركت كرد.
2. آخوند ملّا محمّد كاظم خراساني (1255 ـ 1329ق) مدفون در نجف: او از شاگردان برجسته شيخ انصاري و ميرزاي شيرازي بود. «كفاية الاصول» مهم ‎ترين كتاب اوست. كه بيش از صد نفر تاكنون بر آن حاشيه زده اند و يا به آن شرح نوشته اند. آخوند خراساني از رهبران بزرگ مشروطيت بود.
3. سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي (1247 ـ 1337ق) مدفون در نجف: او از مراجع بزرگ تقليد شيعه درقرن 14 بود. وي از شاگردان ميرزاي شيرازي و اثر مهم او «عروة الوثقي» مي باشد كه مراجع تقليد بعد از ايشان، بر اين كتاب فقهي حاشيه زده اند.
4. ميرزا حسين خليلي (1230 ـ 1326ق) فرزند ميرزا خليل تهراني مدفون در نجف: او از شاگردان شيخ انصاري و صاحب جواهر و از ياران آخوند خراساني و شيخ عبدالله مازندراني در رهبري نهضت مشروطه بود.
5. ملا فتح الله شريعت اصفهاني، معروف به شيخ الشريعه (1266 - 1339ق) او از فقها و مراجع بزرگ شيعه بود.
6. سيد محمد طباطبايي فشاركي.
7. ميرزا ابراهيم محلاتي شيرازي.
آقا ضياء الدين پس از سال ‎ها تحصيل، به درجه اجتهاد نائل آمد و در اين دوره پيوسته مورد احترام استادانش بود و به كسي كه دريايي از علم و دانش و معارف ديني در سينه اش نهفته است، شهرت دارد.

تدريس

آقا ضياء الدين در تمام دوران تحصيل به تدريس نيز اشتغال داشت و از برترين مدرسين و سرآمد استادان هم عصر خود بود. او پس از وفات استادش، آخوند خراساني، حوزه تدريس مستقلي تشكيل داد و به عنوان مدرسي بزرگ، محققي مدقق، متفكري صاحب نظرو مسلط بر آراء و انديشه هاي فقهي و اصولي گذشته، شهرت يافت. فضلا و محققان فراواني گرد او آمده و از سرچشمه علوم و كمالاتش جرعه ها نوشيدند و سيراب شدند. دقت نظر و احاطه علمي او به ويژه در تدريس علم اصول كه با نقد و بررسي آراء و نظريات ديگران انجام مي گرفت، فوق العاده بود. اين امر باعث شهرت و برتري او بر ديگران شد و وي را در شمار مجددّان علم اصولقرار داد.
وي در 30 سال تدريس خود كه تا پايان عمر او به طول انجاميد، چند دوره اصول فقه و يك دوره فقه كامل كه اكثرآن بر اساس بحث ‎هاي فقاهتي و تأليفات حاج آقا رضا همداني (1250 ـ 1322ق) بود، را تدريس كرد و حاصل آن پرورش صدها مجتهد بود كه هريك از آنها در شهرهاي مختلف، منشأ آثار خير و بركات فراواني گرديدند.
وسعت اطلاع و احاطه و تسلط بر خود در ابحاث و مناقشات علمي، حسن بيان و القاء مطالب و نكات، عنايت به آراء و انديشه هاي گذشته و شاگردان، صاحب نظر و مشكل گشا در مشكلات علمي و كثرت شاگردان و برخوردار بودن آنان از حرّيت فوق العاده در طرح مسائل، از ويژگي هاي تدريس اوست. او آنچه را تدريس مي كرد، مي نوشت، با آنكه بعضي درس ‎ها را بارها گفته و نوشته بود.
از هم بحث هاي آقا ضياء، مي توان از شيخ عبدالله گلپايگاني (1328 ـ 1370ق) كه فقيهي فاضل و مجتهدي دقيق بود، نام برد. از ويژگي هاي دورة تدريس آقا ضياء درنجف اين بود كه در اين برهه در حوزة علميّه نجف شخصيت ها و رجال برجسته اي مشغول تدريس و تربيت طلاب بودند. بهترين طلاب در اين زمان كه به طور مستقيم و غيرمستقيم از استادان اثر مي پذيرفتند، شاگردان آقا ضياء بودند. از چهره هاي سرشناس و معاصر آقا ضياء مي توان به آيت ‎الله العظمي آسيد ابوالحسن اصفهاني (1277 ـ 1365ق) شيخ محمّد حسين اصفهاني، معروف به كمپاني (1296 ـ 1361ق) و ميرزاي نائيني (1355ق) اشاره كرد.

فقه و اصول در عصرآقا ضياء

آقا ضياء الدين و معاصرانش در دوره اي جديد از علم و اصولقرار داشتند كه مؤسس آن وحيد بهبهاني (1117 ـ 1205ق) بود.
تحقيقات اصولي انجام شده در اين دوره با پژوهش هايي كه در حدود يازدهقرنقبل انجام گرفته بود، در مقايسه از لحاظ كم و كيف، ترجيح داشت و تأليف كتاب ‎هايي نظير «فرائد الاصول» شيخ انصاري و «كفاية الاصول» آخوند خراساني گوياي اين مدعاست.
آقا ضياء، محمّد حسين اصفهاني و ديگران تحولي را كه شيخ انصاري پس از وحيد بهبهاني به وجود آورده بود، تداوم بخشيدند و علم اصول فقه را به حد كمال رساندند.
در فقه نيز اين دوره از عالي ترين دوره هاي اجتهاد به مي آيد. اين دوره فقه با شيخ انصاري (1214 ـ 1281ق) آغاز مي شود. او و شاگردان مستقيم و غير مستقيمش در راه تكميل فعاليت فقهاي دوره هايقبل، سعي و كوشش وافر نمودند و اجتهاد را به اوج كمال و ترقي رسانيدند. شيخ انصاري با دقت نظر و تحقيقات خويش، راه استنباط صحيح را نشان داد. كتاب ‎هاي به جا مانده از او، به ويژه دو اثر مهم و گرانسنگ «مكاسب» و «رسائل» از كتاب ‎هاي سطح عالي حوزه هاست كه هنوز تدريس مي شود.
شيوه آقا ضياء الدين در تدريس نيز همان شيوه شيخ انصاري بود. او در بحث ‎هايش از عناصر مشترك اجتهادي وقواعد اصولي استفاده مي كرد هر جا نام بزرگمردان و احياگران در كتاب ‎ها و بحث در بين دانشمندان شيعي در احياي علم اصول و نقش آنان در تحول اين علم ذكر مي گردد، نام آقا ضياء الدين عراقي در كنار آنان جلب توجه مي كند. هر جا بحث از علم اصول است، صحبت از آقا ضياء نيز هست.

شاگردان

از بركات وجودي آقا ضياء الدين در طول سال ‎هاي متمادي تدريس، تعليم و تربيت صدها عالم، فقيه و دانشمندان نام آوري است كه از مجالس درس و بحث سراسر فضل و دانش او بهره ها بردند. مجتهدان ايران و عراق با واسطه يا بي واسطه، از شاگردان او هستند. در ميان شاگردان او به چهره هايي برخورد مي كنيم كه از نظر علم و تقوا، نسبت به ديگران در افق بالاتريقرار دارند. اينك به معرفي شماري از آنها مي پردازيم:
1. آيت الله العظمي مرحوم حاج ميرزا آسيد عبدالهادي شيرازي (1305 ـ 1383ق) مدفون در نجف: وي از مراجع شيعه بود كه تحت تربيت پسرعموي پدرش ميرزاي بزرگ شيرازي رشد علمي نمود و كتاب «دار السلام» از آثار فقهي اوست.
2. آيت ‎الله العظمي مرحوم حاج آسيد محمد هادي ميلاني (1313 ـ 1395ق): فرزند سيد جعفر مدفون در مشهد مقدس از مراجع عظام تقليد شيعه كه داراي تأليفات فقهي و اصولي بود و حوزه علميه مشهد را احيا و شاگردان فاضل و دانشمندي را تربيت نمود.
3. آيت الله العظمي سيد احمد خوانساري (1309 ـ 1405ق) مدفون درقم: وي بيشترين استفاده هاي علمي را از آقا ضياء نمود. كتاب «جامع المدارك» از مهم ‎ترين آثار فقهي اوست.
4. آيت الله العظمي سيد ابوالقاسم خوئي (1317 ـ 1413ق) مدفون در نجف: او از مراجع بزرگ عالم تشيع و داراي تأليفات فراواني در فقه، اصول، تفسير و رجال بود و مراكز بزرگ علمي ـ فرهنگي در نقاط مختلف جهان تأسيس كرد. وي به تربيت شاگردان بسياري كه هم اكنون در سراسر جهان پراكنده اند، همت گماشت.
5. آيت ‎الله العظمي سيد محمود شاهرودي (1301 ـ 1394ق) مدفون در نجف: آقاي آسيد ابوالحسن اصفهاني و آقا ضياء الدين عراقي او را «ذوالشهادتين» مي خواندند. وي رساله هايي در موضوعات گوناگون فقهي، اصولي، ادبي و رجالي نوشته و درس ‎هاي اصول و فقه آقا ضياء و نائيني را تقرير نموده است.
6. آيت الله العظمي سيد محسن حكيم (1206 ـ 1390ق) مدفون در نجف: او از مراجع بزرگ شيعه بود كه دو دوره دردرس اصول آقا ضياء شركت كرد. وي آثار فراوان فرهنگي و ديني در عراق و... از خود به يادگار گذاشته و تأليفات او بالغ بر50 عنوان است.
7. آيت الله العظمي سيد عبدالله شيرازي (1309 ـ 1405ق) مدفون در مشهد مقدس: وي 13 سال در درس آقا ضياء شركت نمود. آقا ضياء درباره اش فرمود:
«من ايشان را براي آينده نجف اشرف ذخيره نموده ام و ايشان اميد علمي آينده من است.»
8. آيت الله العظمي سيد محمد رضا گلپايگاني (1316 ـ 1414ق) مدفون درقم: وي داراي تقريرات و تأليفات فراوان در فقه و اصول بود. ايشان مؤسسات و مدارس علميه فراواني را به يادگار گذاشت و شاگردان بسياري را كه هم اكنون برخي از آنها در مسئوليت ‎هاي بزرگي به نظام جمهوري اسلامي خدمت مي كنند، تربيت نمود.
9 آيت ‎الله العظمي سيد محمّد تقي خوانساري (1305 ـ 1371ق) مدفون درقم: آقا ضياء بارها مقام اين شاگردش را ارج نهاده و گفته بود: «... مقام و نگهداري شئونات آقاي خوانساري را مانند علماي متأخر برخود فرض مي دانم.»
نماز باران او درقم معروف است نماز جمعه را درقم احيا كرد. فتواهاي او در ملي شدن صنعت نفت و كمك مسلمانان جهان به مردم فلسطين و شركت در انتخابات دوره هفدهم مجلس شورا مشهور است.
10. آيت ‎الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي (1315 ـ 1411ق) مدفون درقم: وي از مراجع تقليد تشيع بود كه حدود 148 اثر علمي به صورت كتاب، رساله و مقاله، در علوم مختلف از خود به جاي گذاشت. او كتابخانه اي عظيم و منحصر به فرد از لحاظ داشتن نسخه هاي خطي، تأسيس كرد كه مورد استفاده دانش پژوهان است. وي از آقا ضياء چهار اجازه اجتهاد و چند فقره نامه خصوصي دارد.
11. آيت الله العظمي آقا مير سيد علي يثربي كاشاني (1311 ـ 1379ق) مدفون در كاشان: وي از مراجع تقليد شيعه و از شاگردان ممتاز آقا ضياء و از استادان امام خميني (ره) بود.
آقا ضياء به او فرمود: «تو براي من به منزله مالك اشتر براي علي ـ عليه السلام ـ هستي.»
و نيز فرمود: «در ميان تلامذه سيد فشاركي، ميرزا سيد علي يزدي لب خندقي بود كه استاد موقع حركتش وي را با اشك بدرقه كرد و از جدايي او هنگام بازگشت به ايران سوخت. در ميان شاگردان من نيز شما موقعيت خاصي داري و مرا به جدايي و فراق خود مبتلا به حسرت مي نمايي.»
12. آيت الله العظمي آقاي حاج شيخ محمد تقي بهجت فومني رشتي، وي از مراجع تقليد شيعه و ساكنقم و از شاگردان آيت ‎الله العظمي مرحوم حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني و آقا ضياء الدين عراقي است و داراي تأليفات و تقريرات در فقه و اصول مي باشد. حاشيه وي بر «ذخيرة العباد» آيت الله غروي اصفهاني يك دوره فقه استدلالي است.

شاگردان

برخي از شاگردان آقا ضياء عراقي پس از وفات وي به شهرهاي مختلف كوچ كردند و در عرصه تدريس و تحقيق، يافته هاي علمي خود را باقلمي پرمايه به رشته تحرير و تقرير در آوردند و طلايه دار حوزه هاي علميه در محل سكونت خود بودند، كه از آن جمله اند:
1. آيت الله العظمي ميرزا هاشم آملي (1323 ـ 1413ق) مدفون درقم: وي از شاگردان آقا ضياء بود كه مدت 30 سال از محضر او بهره برد. وي تقريرات مباحث اصول استاد را در كتاب «بدايع الافكار» گرد آورده است.
2. آيت الله آقا شيخ محمد تقي بروجردي (متوفا: 1391ق): وي هم از شاگردان خصوصي آقا ضياء بود و تقريرات اصول استاد را به نام «نهاية الافكار» نوشت.
3. آيت الله آقا شيخ علي مشكاة (1319 ـ 1410ق) مدفون خميني شهر اصفهان: از چهره هاي پارسا و برجسته حوزه علميه اصفهان است كه از اصول آقا ضياء، مباحث الفاظ و در فقه، مبحث ولايت فقيه را تحرير كرده است.
4. آيت الله العظمي آقا ميرزا علي غروي علياري (1319 ـ 1416ق): وي در اصول، مبحث استصحاب و در فقه، كتاب الزكوة آقا ضياء الدين را تقرير نموده است.
نيز آيات عظام: سيد آقا موسوي خلخالي ( متوفا: 1324ق)؛ سيد ابوالحسن شمس آبادي (1326 ـ 1396ق)؛ سيد يحيي مدرسي يزدي (1321 ـ 1383ق)؛ شيخ محمد حسين خياباني سبحاني (1299 ـ 1393ق)؛ شيخ محمد عليقدسي محلاتي؛ شيخ محمد علي اشرفي شاهرودي (1307 ـ 1394ق)؛ سيد صدر الدين صدر (1299 ـ 1373ق)؛ و سيد عبدالحسين طيب (1312 ـ 1412ق) تقريرات اصول و فقه آقا ضياء را به رشته تحرير در آورده اند.
عده اي از شاگردان او در مسائل اجتماعي و مبارزات سياسي پيشگام بودند و عليه دشمنان اسلام و مسلمين، باقلم وقدم مبارزه كردند كه از آن جمله اند:
1. آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني (1304 ـ 1381ق) مدفون در شهر ري: در اجازه روايي كه آقا ضياء به وي داده، او را به عنوان «حمايت كننده حوزه مسلمين و جهاد كننده در حفظ احكام دين، ترويج كننده شريعت جدّش...» خطاب نموده است.
2. آيت الله شيخ محمّد غروي كاشاني (1313 ـ 1398ق) مدفون دركاشان.
3. آيت الله ميرزا محمد باقر آشتياني (1323 ـ 1404ق)
4. آيت الله شيخ محمد حسن سه چاري اصفهاني (1325ق)
5. آيت الله شيخ محمد رضا مظفر (1322 ـ 1383ق)
6. آيت الله شيخ بهاء الدين محلاتي (1314 ـ 1401ق)
7. آيت الله شيخ محمد حسين نجفي (1321 ـ 1409ق)
8. آيت الله شيخ ابوالحسن شيرازي (1330ق) امام جمعه فقيد و از علماي مشهد.
9. آيت الله سيد حسام الدين فال اسيري شيرازي (1316ق)

ويژگي هاي اخلاقي

آقا ضياء به بلند همت بودن، تواضع، فروتني، خوش اخلاقي و زهد كه سرآمد فضايل اخلاقي اند، معروف و از نظرهوش و فكر، دقّت و نظم، ذوق سليم و حسن معاشرت و پرهيز از تكلّف براي معاشران و مراجعان، زبانزد عام و خاص بود. بدين جهت شاگردانش او را بسيار دوست مي داشتند. او در وادي مبارزه با نفس، همه همطرازان علمي (فقهي ـ اصولي) را از خود برتر مي دانست.
هرگاه مرجعي از دنيا مي رفت، با آن كه صلاحيت مرجعيت را از هر حيث دارا بود، اين امر را به سايران و مراجعان را به ديگران حواله مي داد و مبلّغ آنان نيز بود.
پس از استادان و مراجعقبل و به دليل كثرت مراجعات در عراق و ايران، وي بر رساله عمليه آقا شيخ عبدالله مازندراني (1256 ـ 1330ق) حاشيه زد تا مقلدين از نظراتش استفاده كنند.
او در معاشرت با شاگردان، ضمن احترام به آنها ظرايف و نكات لطيفي به كار مي برد.
شاگردان هم او را بسيار دوست مي داشتند و نهايت ادب و احترام را نسبت به او رعايت مي كردند. جلساتش با آن كه خودماني بود، براي شاگردان نوعي تربيت عملي و آثار فراواني در برداشت.
يكي از مزاح هايي كه از او نقل مي كنند، اين است كه مي گفت: «اگر درس صبح گفته شود، هم استاد مي فهمد و هم شاگرد و اگر عصر گفته شود، فقط استاد مي فهمد چه مي گويد و هر آينه اگر درس شب گفته شود، نه استاد مي فهمد و نه شاگرد.»
آقا ضياء الدين عشق وافري به اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به ويژه امام حسين ـ عليه السلام ـ داشت. او مجلس روضه خواني مفصّلي را در ايام محرم در منزلشان برقرار مي ساخت. در اين مجلس كه اكثر علما و طلاب و استادان حوزه شركت مي كردند، آقا ضياء منبر مي رفت و از روي مقتل براي اهل مجلس مصيبت مي خواند و بسيار مي گريست و اهل مجلس را مي گرياند.

آثار و تأليفات علمي

از جمله آثار علمي مرحوم آيت الله العظمي آقا ضياء الدين عراقي كه در فقه و اصول نگاشته شده و باقي مانده است، عبارتند از:
1. استصحاب العدم الازلي.
2. احكام الرضاع.
3. البيع.
4. تعاقب الايدي.
5. تعليقات علي رسائل الشيخ الانصاري.
6. تعليقات «فوائد الاصول» و الفوائد (تقريرات ميرزا حسين نائيني) نوشته شيخ محمّد علي كاظمي.
7. حاشيه جواهر الكلام.
8. حاشيه العروة الوثقي.
9. حاشيه استدلالي به عروة الوثقي.
10. حاشيه كفاية الاصول.
11. حاشيه المكاسب.
12. حجية القطع (رساله).
13. روائع الامالي في فروع العلم الاجمالي.
14. شرح التبصره. شش جزء آن به تحقيق مفسر کبير آيت الله مرحوم حاج شيخ محمد هادي معرفت درقم به چاپ رسيد.
15. الشرط المتأخر: (رساله)
16. الصلاة.
17.قاعدة الحرج.
18.قاعدة لاضرر.
19. القضاء.
20. اللباس المشكوك: (رساله).
21. مقالات الاصول: (دو جزء).
22. و رساله هايي در اجتهاد و تقليد، باب انسداد، اجرت بر واجبات، دعاوي، نيت، ادله نقليه و... .

تقريرات درس اصول و فقه كه بهقلم شاگردانش تحرير شده، عبارتند از:
1. بدايع الافكار: ميرزا هاشم آملي، چاپقم.
2. نهاية الافكار: شيخ محمد تقي بروجردي، چاپقم.
3. نماذج (الاصول في شرح مقالات الاصول: سيد يحيي مدرس يزدي، چاپقم).
4. المحاكمات (بين الكفايه و اعلام ثلاثه) تقريرات بحث، شيخ محمد طاهر آل شبير خاقاني.
5. تقريرات اصول، سيد محمود شاهرودي.
6. تقريرات اصول، شيخ غلامحسين جعفري همداني.
7. تقريرات اصول، سيد عبدالرزاق نسابه.
8. تقريرات اصول، شيخ محمد علي اشرفي شاهرودي.
9. تقريرات اصول، سيد محمد رضا تبريزي.
10. تقريرات اصول، ميرزا علي مشكاة.
11. تقريرات فقه، ميرزا هاشم آملي.
12. تقريرات فقه، ميرزا علي مشكاة.
13. تقريرات فقه، ميرزا علي علياري غروي.
14. حاشيه بر مجمع الرسائل، سيد محمد باقر شيرازي.
15. منتخب المسائل، احمدي يزدي.

وفات

سرانجام اين مشعل فروزان علم و فضل و کرامت در شب دوشنبه 29 ذيقعده سال 1361ق در نجف اشرف دعوت حق را اجابت نمود. در عزاي او، سه روز درس ‎هاي حوزه تعطيل و شاگردان به سوگ او نشستند جنازه او با شكوه تمام تشييع و در حجره نزديك (باب العماره) صحن مطهر امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ به خاك سپرده شد. مجالس ترحيم فراواني در عراق و ايران براي او برگزار كردند.


 



گالری تصاویر
در این قسمت موردی یافت نشد



مقاله های مرتبط
در این قسمت موردی یافت نشد