صفحه اصلی   /   بازگشت

آية الله العظمي ميرزا هاشم آملي


ولادت

در يکي از روزهاي سال 1322 ق1 (1278 ش) در دامنه زيبا و پرطراوت کوههاي سربه فلک کشيده «البرز» در روستاي «پَردمه» لاريجان - در هفتاد کيلومتري شهر آمل - در خانه ساده مرحوم ميرزا محمد، کودکي به دنيا آمد که دست تقدير زعامت و مرجعيت را برايش رقم زده بود.

دوران کودکي را در دامان پاک پدر و مادر باتقوايش پشت نهاد و پس از فراگيري قرآن و تحصيلات ابتدايي، با استعداد سرشاري که داشت و عشق به تحصيل علوم ديني - که او را از خود بيخود کرده بود - به فراگيري ادبيات عرب و مقدمات علوم نزد مرحوم آقا سيد تاج و آقا شيخ احمد آملي پرداخت و تا مرحله سطوح را در همان شهر فراگرفت.2

تحصيلات

او سيزده ساله بود (1334 ق) که براي ادامه تحصيل به حوزه پر رونق تهران عزيمت کرد و به مدرسه علميه سپهسالار - که زير نظر مرحوم آيت اللّه شهيد سيدحسن مدرس اداره مي شد - شتافت و مورد توجه و عنايت ويژه آن بزرگوار قرار گرفت و اين همه 12 سال به طول انجاميد.

کيفيت آشنايي و بذل توجه مرحوم شهيد مدرس به ايشان را از زبان خودشان بشنويم:

«...تا سيزده سالگي در آمل بودم و بعد به تهران آمدم، جوان غريبي در شهر بودم. نزد مرحوم استاد شيخ حسين نوائي برخي علوم عربي را فراگرفتم و در مدرسه سپهسالار سکونت داشتم. اين مدرسه بسيار نامنظم بود، پس از مدّتي مرحوم مدرس عهده دار مديريت آنجا شد و تمام آقازاده هايي را که اهل کار و تدريس نبودند از مدرسه اخراج کرد و امتحانات سختي را براي ورود به مدرسه قرار داد. وقتي به من برخورد، فرمود: چه ميخواني؟ گفتم: اسفار مي خوانم. تعجب کرد و پرسيد: تو با اين سن اسفار مي خواني؟ گفتم: بلي، وقت امتحان روشن مي شود. او از من امتحان گرفت و من خيلي خوب از عهده برآمدم. از آن به بعد مورد توجه مرحوم مدرس قرار گرفتم و حجره مناسبي به من داد که به تنهايي از آن استفاده مي کردم و ماهي پنج تومان هم برايم مقرري تعيين کرد و به خادم مدرسه هم گفته بود تا در شستن لباسها و تهيه خوراک به من کمک کند.

آنقدر خوشحال شده بودم که شايد آن شب از خوشحالي خوابم نبرد، مجدّانه مشغول تحصيل شدم، درس فلسفه، رسائل، مکاسب و مقداري از درس خارج را در تهران فراگرفتم...» 3

از اساتيد معظم له در تهران مي توان از مرحوم ميرزا محمدرضا فقيه لاريجاني و حاج سيدمحمد تنکابني، مرحوم ميرزا يداللّه نظرپاک، مرحوم آقاشيخ محمدعلي لواساني و ميرزا طاهر تنکابني و آيت اللّه حاج ميرزا ابوالحسن شعراني و آيت اللّه شيخ محمدعلي شاه آبادي نام برد. وي کتابهاي شوارق، منظومه، اشارات و اسفار را از مرحوم نظرپاک و مرحوم ميرزا طاهر تنکابني، و شرح لمعه و قوانين را از نزد ميرزا عبداللّه غروي آملي و سطوح عالي را از فقيه لاريجاني و سيدمحمد تنکابني آموخت.4

عزيمت به حوزه علميه قم

آيت اللّه آملي پس از پشت سر نهادن سطوح عاليه، در سال 1345 ق (1305 ش) براي بهره وري از خرمن فيض آيت اللّه العظمي حايري به قم آمد و در درسهاي فقه و اصول آيت اللّه مؤسس و در کنار آن به درس آيات عظام: حجت کوهکمري، شاه آبادي و حاج شيخ محمدعلي حايري قمي حاضر شد و در مدّت شش سال از محضر آنان بهره ها برد و مباني علمي خويش را استوار ساخت. او در اين مدت فقه، اصول، رجال، حديث، فلسفه و عرفان را نيک آموخت و اين درسها را با حضرات آيات: سيدمحمد محقق داماد، سيد يحيي يزدي و حاج ميرزا حسن يزدي به مباحثه نشست.

عزيمت به حوزه علميه نجف

مرجع فقيد در سال 1351 ق، پس از اخذ اجازه اجتهاد از دو استاد بزرگوارش آيت اللّه حايري و آيت اللّه حجت، براي بهره وري از محفل پررونق درسي بزرگان حوزه نجف و جستجو از آراء و مباني اصول رهسپار آن ديار شد و پس از زيارت مرقد مطهر باب علم نبوي اميرالمؤمنين علي (ع) و طلب توفيق از آنحضرت، در مدرسه بزرگ آخوند سکني گزيد و در درس فقه و اصول آيت اللّه سيدابوالحسن اصفهاني حاضر شد و ابواب طهارت، حج و بيع را از ايشان فراگرفت. و همزمان در درسهاي آيات عظام: نائيني و آقاضياء عراقي نيز شرکت جست و علاوه بر درس اصول، ابواب فقهي صلاة، اجاره، غصب، بيع و قضا را از آقاضياء عراقي و معاملات را از ميرزاي نائيني فراگرفت.

ايشان پس از مدتي مورد توجه بسيار مرحوم آيت اللّه آقاضياء عراقي قرار گرفت تا بدانجا که از نزديکان و اصحاب استفتاء ايشان گرديد و در تدوين حاشيه دوم محقق عراقي بر «عروةالوثقي» نقش به سزايي داشت.

معظم له خود مي فرمود:

«...ارتباط مرحوم آقاضياء عراقي با من بيش از ارتباط استاد با شاگردش بود. بسياري از اوقات پس از درس همراه ايشان بودم و اشکالات خود را تصحيح مي کردم. حتي برخي از شبها در منزل آقاضياء مي خوابيدم، ايشان نيمه شبي مرا بيدار کردند و فرمودند: فکري به ذهنم رسيده است، آنرا بنويسيد...»

و نيز مي فرمودند:

«علاقه مرحوم آقاضياء به ما به حدّي بود که تا زمانيکه ما در درس ايشان حاضر نمي شديم، درس را شروع نمي کردند حتي ما شاگرد خانگي آقاضياء بوديم، ما در درس ايشان را سرِ حرف مي آورديم تا بفهميم مطلب استاد چيست؟ » 5

استادان

مرحوم آيت اللّه العظمي آملي در طول 31 سال تلاش پيگير و خستگي ناپذير خويش (1330 - 1361ق) توانست علوم رايج حوزه هاي علميه را مانند: ادبيات، فقه، اصول، فلسفه، هيئت، رجال و درايه، اخلاق و عرفان، منطق و حکمت نظري از محضر اساتيد نام آور قم و تهران و نجف کسب نمايد و قلّه هاي علم و ايمان را فتح کند. برخي از آن مردان بزرگ عبارتند از آيات عظام و حجج اسلام:

1 - حاج شيخ عبدالکريم حايري يزدي (1276 - 1355ق) صاحب «دررالاصول» و «کتاب الصلاة»

2 - حاج ميرزا حسين نائيني (1273 - 1355ق) صاحب «قاعده لاضرر» و «تنبيه الامّة»

3 - آقاضياءالدين عراقي (1278 - 1361ق) صاحب «شرح تبصرةالمتعلمين» و «کتاب القضاء»

4 - آقا سيدابوالحسن اصفهاني (1248 - 1365ق) صاحب «وسيلةالنجاة» و «ذخيرةالعباد»

5 - ميرزا محمدعلي شاه آبادي (1292 - 1363ق) صاحب «رشحات البحار» و «شذرات المعارف»

6 - آقا سيدمحمد حجت کوهکمري (1310 - 1373ق) صاحب «مستدرک المستدرک» و «جامع الاحاديث و الاصول»

7 - ميرزا ابوالحسن شعراني (1320 - 1393ق) نويسنده «ترجمه شرح تجريد» و «نثر طوبي »

8 - حاج سيدمحمد تنکابني (1277 - 1359ق) صاحب «ايضاح الفوائد»

9 - حاج شيخ محمد علي حايري قمي (1299 - 1358ق) صاحب «حاشيه برکفايه» و «ردّ وهابيت»

10 - ميرزا مهدي آشتياني - فيلسوف شرق - (1306 - 1372ق) صاحب «رساله در وحدت وجود» و «قاعده الواحد»

11 - ميرزا يداللّه نظرپاک کجوري تهراني (1296 - 1363ق)

12 - ميرزا طاهر تنکابني (1280 - 1360ق) نويسنده «حاشيه بر قانون»

تدريس

آيت اللّه آملي درپي سالها تحصيل و فراگيري دانش، به چنان مقامي دست يافته بود که نامش زبانزد علما و فضلاي حوزه نجف گرديده بود و مجلس درس او آکنده از مشتاقان علم گشته و لذا ساليان دراز به تدريس سطوح عاليه و خارج فقه و اصول اشتغال ورزيد.

معظم له در طول تحصيل در حوزه درس مرحوم نائيني و آقاضياء عراقي به تدريس سطح و (چهار دوره مکاسب) و پس از وفات محقق عراقي به تدريس خارج فقه (کتابهاي بيع و صلاة) و خارج اصول (چهار دوره) روي آورد و شاگردان بسياري را پرورش داد و اين تا سال 1380ق که در قم مستقر گرديد، ادامه يافت. 6

مهاجرت به حوزه علميه قم

مرجع فقيد پس از 30 سال اقامت در جوار مرقد اميرالمؤمنين علي (ع) ، در سال 1380 ق به عزم ديدار اقوام و صله ارحام و سکونت در حوزه علميه قم - که آوازه آن تحت زعامت آيت اللّه العظمي بروجردي - ره - در جهان طنين افکن شده بود - رخت سفر بربست و راهي ايران شد.

فضلاي حوزه علميه با ورود ايشان به قم، مقدمش را گرامي داشتند و از اينکه يکي از برترين شاگردان محقق عراقي و صاحب تقريرات درس وي را در ميان خويش مي ديدند، شادمان شده و گرد شمع وجودش حلقه زدند.

معظم له با استقرار در قم، به تدريس خارج فقه و اصول روي آورد و بيش از سي سال ابواب گوناگون فقه چون: طهارت، صلاة، بيع و خيارات و شش دوره کامل اصول را تدريس نمود و تشنگان دانش و معارف اهل بيت (ع) را از سرچشمه زلال علوم خويش سيراب ساخت.

ايشان در آغاز در مدرسه «خان» و پس از تبعيد حضرت امام خميني در آبان 1343 ش، در شبستان مسجد اعظم و در جوار مرقد مرحوم آيت اللّه العظمي بروجردي به تدريس خارج طهارت، معاملات (بيع و خيارات) و خارج صلاة هر کدام در 10 سال پرداخت و عصرها نيز - يکساعت و نيم به غروب مانده - به آموزش اصول استدلالي دست يازيد. 7

شيوه تدريس

استاد معظم آيت اللّه حاج شيخ محمدعلي اسماعيل پور - که يکي از قديمي ترين شاگردان استاد به شمار مي رود - پيرامون کيفيت تدريس مرحوم آيت اللّه آملي مي گويد:

«از آنجا که استاد ما اصولي بسيار ماهر بودند، درس فقه ايشان آکنده از تحقيقات اصولي بود و ديدگاه خويش را با ذکر تحقيقات اعاظم علماي پيشين و معاصر خود ذکر مي کردند. ايشان هر وقت وارد مطلبي شده و بحثي را آغاز مي کردند، تحقيق آن مطلب را از همان اول بيان مي کردند و تا آخر هم بر روي آن مبنا ايستادگي کرده و ادلّه مخالفين را به نقد مي کشيدند. معظم له در تدريس خود نظرات موافق را کمتر نقل مي نمود و اگر از بزرگان مطلبي بيان مي کرد بيشتر براي نقد و بررسي بود. آقا خودشان را مقيد کرده بودند که قبل از تدريس حتما درس را مطالعه و يادداشت نموده و دفترچه اي داشتند که بحثها را در آن تنظيم کرده و بعد به جلسه درس تشريف مي آوردند.»

آقا به ساعت آغاز و انجام درس بسيار مقيد بودند و حتي براي محظورات شاگردان، زمان درس را تغيير نمي دادند و به رفع اشکالات شاگردان نيز اهتمام مي ورزيدند. ايشان خود را در فقه و اصول فدا کردند و هرچه داشتند در قالب اين دو علم پياده کردند. معظم له هميشه تاکيد داشتند که روي فقه و فقاهت - که مبناي اسلام و مرکز ثقل علوم اهل بيت (ع) است - کار کنيد. دأب آن بزرگوار اين بود که بيشتر به فکر کردن در اطراف مطلب مورد بحث خود اهميت مي داد. ايشان در رويّه فکري پير و شيخ انصاري بود و در فهم و جمع روايات ائمه اطهار (ع) در احکام الهي دقت تام مي نمود. آنجا که درس اصول معظم له به مباحث فلسفي مربوط مي شد، بهتر از عهده برمي آمدند. مثلا در بحث طلب و اراده، جبر و اختيار، قاعده الواحد لايصدر عنه الاّالواحد بسيار جالب بحث مي نمودند، درس ايشان يک درس جامع اصولي و فلسفي بود...»

شاگردان

مرحوم آيت اللّه آملي از پس تدريس ساليان دراز در حوزه هاي علميه نجف اشرف و قم، تلاميذ بسياري را در محفل درس خود پرورش داد و آنان را به سرمنزل مقصود رسانيد. شاگرداني که هم اينک از اساتيد و علماي بزرگ حوزه هاي علميه به شمار مي روند و مدار تدريس و تاليف و تحقيق در حوزه ها بر وجود آنان مي گردد.

اينک به نام برخي از شاگردان آن بزرگ که در نجف و قم از محضرش بهره برده اند، اشارتي مي شود:

- محمد علي اسماعيل پورقمشه اي

- ميرزا جوادآقا تبريزي

- هاشم تقديري

- صابر جباري

- عبداللّه جوادي آملي

- سيداحمد حق شناس

- محمدباقر دار ابکلائي

- محسن دوزدوزاني

- محمدهادي روحاني

- سيدحسن شجاعي

- اسماعيل صالحي مازندراني

- سيدحبيب اللّه طاهري گرگاني

- سيدرضا علوي تهراني

- علي غياثي

- سيدعلي فرحي قمي

- محمدعلي فيض لاهيجي

- سيدجعفر کريمي

- محمدتقي مجلسي

- عباس محفوظي

- سيدعلي محقق داماد

- سيدمصطفي محقق داماد

- محمد محمدي گيلاني

- حسين محمدي لائيني

- سيدمحمدحسن مرتضوي لنگرودي

- سيدمحمدمهدي مرتضوي لنگرودي

- محمدحسين مسجد جامعي

- محمدهادي معرفت

- شهيد محمد مفتح

- ناصر مکارم شيرازي

- سيدابوالفضل موسوي تبريزي

- ضياءالدين نجفي تهراني

- عبداللّه نظري

- محمد يزدي

تقريرات

تلامذه مرحوم آيت اللّه حاج ميرزا هاشم آملي در خلال تحصيل، دست به قلم برده و به ثبت و ضبط گفتار استاد مي پرداختند و از همين رهگذر است که فشرده سخنان ايشان، هم اينک در دسترس دانش پژوهان قرار دارد. برخي از تقريرات درس معظم له که به چاپ رسيده است عبارت است از:

1 - المعالم المأثوره في الطهارة. تقريرات درس طهارت (6 جلد). نوشته: محمدعلي اسماعيل پور

2 - کشف الحقايق. تقريرات درس بيع و خيارات (4 جلد) نوشته: سيدجعفر کريمي

3 - مجمع الافکار و مطرح الانظار. تقرير کامل درس اصول، از آغاز تا پايان تعادل و تراجيح (5 جلد) نوشته محمد علي اسماعيل پورقمشه اي

4 - منتهي الافکار. تقريرات مباحث الفاظ (1 جلد). نوشته: محمدتقي مجلسي

5 - تقريرالاصول. تقرير مباحث الفاظ. تأليف: ضياءالدين نجفي

6 - تحريرالاصول. تقرير مباحث استصحاب و تعادل و تراجيح. نوشته: سيدعلي فرحي قمي

تأليفات

آيت اللّه آملي در راه نشر و گسترش دانش آل محمد (ع) از هيچ کوششي فروگذار نکرد، بيش از پنجاه سال به تدريس علوم اهل بيت همت گماشت و در کنار تدريس، به تاليف و تحقيق نيز دست يازيد و هماره پيش از تدريس، مباحث طرح شده را به زيبايي نگاشته و پس از آن به القاء درس مي پرداخت، که برخي از تأليفات ايشان از رهگذر همين خصيصه اکنون بر جاي مانده عبارتند از:

1 - کتاب الطهارة

2 - کتاب الصلاة

3 - کتاب الصوم

4 - کتاب الرهن والاجارة

5 - کتاب البيع

6 - خيارات

7 - رسالة في النية

8 - تقريرات درس صلاة مرحوم آيت اللّه العظمي حايري

9 - تقريرات درس فقه آيت اللّه آقاضياء عراقي (صلاة، اجاره، غصب، بيع و قضا)

10 - توضيح المسائل

11 - مناسک حج

12 - حاشيه بر عروةالوثقي

13 - بدايع الافکار. تقريرات درس اصول مرحوم محقق عراقي (4 ج)

14 - تقريرات درس اصول مرحوم آيت اللّه العظمي سيدابوالحسن اصفهاني

15 - حاشيه بر شرح چغميني - در هيئت.

16 - حاشيه برالتحصيل بهمنيار - در حکمت و منطق.

بنياد مدارس و مساجد

مرجع فقيد در کنار تأليفات پرثمر و پرورش شاگردان فرزانه، به ايجاد ساختمانهاي عام المنفعه نيز پرداخت، که نمونه آشکار آن مدرسه علميه ولي عصر(عج) در قم است، که اين مدرسه با مساحتي نزديک به هفتصدمتر و داشتن بيش از چهل حجره و چند مدرس و کتابخانه اي درخور و شايسته، محل سکونت طلاب فاضل بوده و در آن علوم اهل بيت (ع) آموخته مي شود. 8

نيز معظم له در بناي دهها مسجد در گوشه و کنار استان مازندران با کمکهاي مالي خويش شرکت جست و اجازه مصرف سهم مبارک امام (ع) را در اين امر مقدس، به مقلدين خويش داده بودند.

فرزندان

آيت اللّه آملي با کريمه مرحوم آيت اللّه آقاي آقا سيدمحسن نبوي اشرفي - م 1373 ق - (از مشاهير علما و دانشمندان خطه مازندران و از شاگردان آيات عظام، آخوند ملامحمد کاظم خراساني، سيدمحمد کاظم يزدي، شريعت اصفهاني و ميرزاي نائيني) در نجف اشرف وصلت جُست و داراي فرزنداني شد که عبارتند از:

1 - دکتر محمد جواد لاريجاني. استاد دانشگاه، رئيس مرکز تحقيقات فيزيک نظري و رياضيات.

2 - دکتر فاضل لاريجاني. دکترا در «سياستگذاري علمي» و نويسنده مقالات متعدد علمي.

3 - دکتر علي لاريجاني. دکترا در «فلسفه غرب» و ريئس پيشين صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران

4 - حجت الاسلام آقاي حاج شيخ صادق لاريجاني. از افاضل حوزه علميه و مدرسين علم کلام و فلسفه اسلامي. وي داراي کتابهاي متعددي است، که عبارتند از:

1- معرفت ديني (در نقد نظريه قبض و بسط شريعت) 2- ترجمه و تعليقات بر فلسفه اخلاق در قرن حاضر (نوشته ج، وارنوک) 3- ترجمه کتاب انسان از آغاز تا انجام (نوشته علامه طباطبايي) 4- قبض و بسط در قبض و بسطي ديگر 5- فلسفه اخلاق 6- فلسفه تحليلي

5 - دکتر باقر لاريجاني، پزشک و فوق تخصص داخلي، استاديار دانشگاه تهران.

6 - متعلقه جناب حجةالاسلام والمسلمين دکتر سيدمصطفي محقق داماد - فرزند مرحوم آيت اللّه حاج سيد محمد داماد و نوه دختري آيت اللّه العظمي حاج شيخ عبدالکريم حايري و صاحب تاليفات متعدد فقهي و حقوقي

فعاليتهاي سياسي

با شروع برنامه هاي ضدّ اسلامي رژيم منحوس شاهنشاهي، در قالب تصويب قانون انجمنهاي ايالتي و ولايتي، در مهرماه 1341ش مراجع تقليد و علماي اعلام با درايت و هوشياري تمام عمق فاجعه را احساس کردند و بي درنگ به ميدان آمدند و با حرکت شورانگيز و يکپارچه و با اعلاميه ها و بيانيه هاي توفنده خويش، نقشه هاي استعمار را نقش برآب کردند.

مرحوم آيت اللّه آملي يکي از چهره هاي سرشناس مبارز روحانيت بود. نام ايشان هماره ذيل اعلاميه هاي دسته جمعي مراجع تقليد ديده مي شد. 9 خانه اش محل شور و گردهم آيي مبارزان بود و ديدگاهش روشنگر راه مبارزه. نماز جماعت ايشان در حياط مدرسه خان (آيت اللّه بروجردي)، نقطه گردهم آيي روحانيون مبارز بود. در آن سالهاي سياه ترس و خفقان - که حضرت امام تبعيد شده بودند و بردن نام ايشان به آساني ميسّر نبود - در آنجا طلاب نام و ياد امام را گرامي داشته و براي پيروزي و توفيق او شعار مي دادند و صلوات مي فرستادند. حجة الاسلام والمسلمين ناطق نوري در اين زمينه مي گويد:

«...ايشان در دوران انقلاب از جمله فقها و آياتي بودند که همواره از امام عاليقدر به عنوان رهبري انقلاب و مقام امامت ياد مي کردند و همراه و همگام با امام در دوران مبارزه و انقلاب بودند و اعلاميه هاي باقيمانده از آن عالم بزرگوار شاهد بر اين مدّعاست...»

آيت اللّه فقيد از اولين کساني بود که دولت منتخب امام را تأييد کردند و در تمام مواقف انقلاب مردم را به پشتيباني از آرمانهاي حضرت امام(ره) فراخواندند.

ايشان هماره از رهبر کبير انقلاب به عنوان «امام المسلمين» ياد مي فرمودند و پيروي از دستورات ايشان را واجب مي دانستند و مي گفتند: نظر من، در مسائل کشور همان است که امام مي گويند.

پس از رحلت حضرت امام و انتخاب رهبر معظم انقلاب حضرت آيت اللّه خامنه اي - مدظله العالي - به زعامت و رهبري، نامه اي ازجانب ايشان به معظم له ارسال شد که در بخشي از آن آمده بود:

«...انتخاب شايسته حضرتعالي که فردي دانشمند و اسلام شناس و صاحب درايت هستيد از جانب مجلس خبرگان، مايه اميدواري و تسکين است.»

درگذشت

سرانجام آيت اللّه آملي پس از 91 سال تلاش و کوشش در جهت احياء و بزرگداشت شعائر ديني و پشت سر نهادن سکته اي ناقص و يک دوره بيماري، در عصر روز جمعه چهارم رمضان المبارک 1413 ق (7 اسفند 1371 ش) بدرود حيات گفت و جهان علم و تقوا و فضيلت را در سوگ خويش عزادار ساخت.

در آن روز قلب پرطپش مردي از حرکت بازايستاد که نزديک به يک قرن با ياد خدا طپيد و لحظه اي از ذکر حق باز نايستاد.

با اعلام خبر درگذشت ايشان، سيل اعلاميه ها و پيامهاي تسليت از سوي مراجع معظم تقليد، رهبر عاليقدر انقلاب، علماي اعلام، رؤساي قواي سه گانه، شخصيتها، نهادها، سازمانها، انجمنها و هيآت مذهبي صادر شد و همه از مقام و مراتب علمي آن شخصيت بزرگ تجليل به عمل آوردند.

حضرت آيت اللّه العظمي گلپايگاني - قدس سره الشريف - در بخشي از پيام خويش فرمود:
«...واقعه تأسف انگيز و جبران ناپذير رحلت آيت اللّه آقاي حاج ميرزا هاشم آملي حوزه هاي علميه و عموم مؤمنين را سوگوار و عزادار نمود. اين مصيبت بزرگ را به آستان اقدس ولايت مداري حضرت بقيةاللّه ارواح العالمين له الفداء و محاضر شريف علماء اعلام و حوزه هاي علميه تسليت عرض مي نمايم. (اناللّه و انااليه راجعون) فقيد سعيد يکي از فقهاء و اعاظم علما و اساتيد حوزه هاي علميه نجف اشرف و قم بودند و عمر با برکت خود را در اشتغال به فقه آل محمد (صلوات اللّه عليهم اجمعين) و تدريس و تربيت طلاب و علما سپري ساختند...»

آيت اللّه العظمي اراکي - قدس سره - نيز فرمودند:
«...فقدان اسفناک عالم رباني حضرت آيت اللّه آقاي حاج ميرزا هاشم آملي (رحمةاللّه عليه) ضايعه اي است جبران ناپذير براي عالم اسلام. اين عالم بزرگ سالهاي پربرکت عمرش را در راه تعليم معالم اسلام در کرسي تدريس و تربيت علما و افاضل و در نشر علوم آل محمد (ص) سپري کرد...»

پيکر پاک آن اسوه علم و تنديس ايمان، عصر روز شنبه هشتم اسفند 1371 با حضور نمايندگان مقام معظم رهبري، و بيوت آيات عظام، تني چند از وزيران و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، شخصيتهاي سياسي و مذهبي کشور، بر روي دست دههاهزار نفر از علما و فضلاي حوزه علميه و مردم سوگوار قم و آمل به سوي صحن مطهر حضرت معصومه (س) تشييع شد و پس از اقامه نماز به امامت آيت اللّه وحيد خراساني، در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه به خاک سپرده شد. 10

ويژگيهاي اخلاقي

مرحوم آيت اللّه العظمي آملي در رفتار و گفتار به اولياء خدا اقتدا کرده بود. خوش بيان، خوش برخورد و خوش اخلاق بود. از تعيّنات زندگي به دور بود. از مظاهر بزرگنمايي سخت بدش مي آمد و با طلاّب جوان همانگونه برخورد مي کرد که با بزرگان. به همين دليل در دل همگان جاي گرفته بود. در خانه اش به روي همگان باز بود و در سرما و گرما پياده از خانه به مسجد اعظم جهت تدريس مي رفت. بشّاش و گشاده رو بود، طلاّب جوان را احترام مي کرد و به آنان شخصيت مي داد. با مردم مأنوس بود و غالبا کارهاي دفترشان را خود انجام مي داد. حتي بسياري از مواقع خود شخصا به تلفن جواب مي داد و جلو پاي واردين از جا برمي خاست. او زندگي اش را در گمنامي و بدون هياهوي دنيوي سپري ساخت.

نظم در زندگي

آيت اللّه آملي در زندگي اش بسيار منظم بود و از وقت خويش به خوبي استفاده مي برد. ساعت مطالعه، وقت عبادت و تدريس و زمان ديدار با مراجعين همه سر ساعت معين انجام مي گرفت. فرزند ايشان جناب حجةالاسلام آقاي صادق لاريجاني مي گويد: معظم له در امور درس و زندگي و برنامه خواب و فعاليت روزانه شان منظم بودند. ايشان هميشه شبها زودتر از ديگران مي خوابيدند و سحرها که بيدار مي شدند تا ظهر نمي خوابيدند. پس از نماز صبح شروع به مطالعه مي کرد و پس از صرف صبحانه آماده تدريس مي شد و پس از آن به پاسخگويي استفتائات و جواب مراجعان مي پرداخت. ايشان از شب نشيني هاي رايج بين مردم خيلي پرهيز مي کردند و تحت هيچ شرايطي حاضر نبودند برنامه تنظيم شده خود را به هم زنند...»

تقيد به ادعيه و زيارات

مرجع فقيد شيعه فقيهي متعبد و مجتهدي متقي و وارسته و پايبند دعاها و زيارات بودند، به زيارت عاشورا و جامعه کبيره اهميت داده و بسيار مي خواندند. يکي از نزديکان ايشان نقل مي کرد: معظم له داراي حالات و روحيات والاي عرفاني بود که هماره آنرا از ديگران کتمان مي کرد. ايشان در برخي از ادعيه خصايصي داشتند، اگر دعاي به خصوصي را مي دادند و يا مي خواندند مؤثر واقع مي شد، مطالبي بود که استاد ما با رياضت، خواندن زيارت عاشورا، زيارت جامعه و توسل به آنها دست يافته بود و کراماتي داشتند که هرگز کسي را از چگونگي آن آگاه نساختند...»

عشق به ساحت مقدس ائمه (ع)

فقيه فقيد، به اهلبيت عصمت و طهارت (ع) بسيار عشق مي ورزيدند، کمتر مواقعي بود که نام مقدس اين انوار الهي را بشنوند و اشکشان جاري نشود. به ويژه هرگاه نام اميرالمؤمنين علي (ع) را مي آوردند بغض گلويش را مي گرفت و اشک در ديدگانش حلقه مي زد. يکي از ويژگيهاي ايشان آن بود که هماره تا از خواب برمي خاست، به شوق اميرمؤمنان بر آن حضرت درود مي فرستادند:

«السلام عليک يا اميرالمؤمنين و رحمةاللّه و برکاته»

شور و عشق معظم له به سرور شهيدان غير قابل وصف بود. مجلس عزايي که در ده شب اول ماه محرم در مسجد اعظم برپا مي کرد، اين بزرگوار خود شرکت جسته و در سوگ امام (ع) ، با صداي بلند گريه مي کردند و اشک مي ريختند. و هر صبح جمعه در منزل ايشان مجلس ذکر مصيبت امامان برپا بود و اين سنّت حسنه را ساليان فراوان ادامه دادند.

معظم له براي سادت احترام بسيار قائل بودند و با تمام قد در جلو پاي آنان - حتي طلبه هاي جوان سيد - برمي خاستند.

جدّيت در تحصيل و تدريس

آيت اللّه فقيد از اوان جواني در تحصيل دانش، بسيار کوشا بود. ساليان فراوان - حدود هشتاد سال - به تحصيل و تدريس علوم آل محمد (ص) در حوزه هاي علميه آمل، تهران، قم، نجف مشغول بود و هيچ چيز او را از اين کار بازنداشت. او با جديّت تمام درس خواند و در سايه همين کوشش ها بود که توانست قلّه هاي رفيع علم و دانش را به آساني فتح نمايد. او خود فرموده است:

«...من در درس خواندن خيلي مجدّ بودم، درسها را تعقيب و دنبال مي کردم، بر اساتيد اشکال مي گرفتم، در هر درسي که شرکت مي کردم خيلي زود بروز کرده و مورد اعتناء استاد قرار مي گرفتم...»

نيز ايشان به تدريس بسيار اهتمام داشت و حتي در مواقع بيماري هم از آن دست برنمي داشت.

آيت اللّه حسن زاده آملي مي فرمودند:
«روزي به ديدن و عيادت ايشان رفتم، مشاهده کردم آقا سخت مضطرب است و بي تابي مي فرمايد. عرض کردم: آقا چرا اينقدر بي تاب هستيد؟ چرا مضطربيد؟ فرمود: آقا! بي تابي من براي اينست که درسم تعطيل شده است.»

آيت اللّه اسماعيل پور مي فرمودند:
«زماني آيت اللّه العظمي آملي به درس تشريف آوردند و علائم بيماري در چهره ايشان نمايان بود و فرمودند: من امروز تب داشتم و حالم مساعد نبود، اما براي اينکه درس تعطيل نشود و من بر شما حجت بوده باشم به درس آمدم. يادم مي آيد آقا مدّتي در يکي از بيمارستانهاي تهران بستري بودند و از علاقه بسياري که به علم و تدريس داشتند هر روز صبح به قم مي آمدند و درس صبح خود را گفته و سپس به تهران بازمي گشتند...»

حجةالاسلام لاريجاني نيز مي گويد: در اين يکي دو سال اخير ايشان سکته ناقص کرده بود و پزشکان آقا را از تدريس منع کرده بودند. معظم له از اين موضوع بسيار ناراحت بود و مي گفت: دکترها نمي گذارند درس بدهم، اگر درس بگويم خوب مي شوم.

نيز در سالهاي آخر عمرشان به علت ناراحتي چشمي که داشتند، زياد نمي توانستند از چشمان خود استفاده کنند لذا يکي از شاگردانشان متون درسي را خدمتشان مي خواند و آقا آراء خويش را بيان مي فرمود و اين رويه چندين سال ادامه داشت... معظم له مي فرمود: تحصيل علم براي طلاب مستعد واجب عيني است و نمي شود به بهانه اي دست از تعليم و تعلم برداشت. در تحصيل علم نبايد کوتاهي کرد. اين سروصداها و زر و زيورهاي دنيا در مقابل درس و بحث ارزشي ندارد و به طلاب مي فرمودند: شما مطالعه کنيد، شما فقط وقت خود را صرف تحقيق و علم نماييد. شمادرس بخوانيد،اگرهمين درسهارا که معارف اهل بيت (ع) است خوب بخوانيد، کم کم اين مطالب در مقام عمل هم راهش باز مي شود...

مردمي بودن

آيت اللّه آملي به مردم عشق مي ورزيد و با مردم مي جوشيد. درِ خانه اش به روي همگان باز بود تا ديدارش بدون هيچ مانعي صورت گيرد. از سالي که به ايران بازآمد تا چند سالي پيش از وفات، هر ساله براي ديدار از خويشان، نزديکان و مردم زادگاهش به روستاي «پردَمه» مسافرت مي کرد و با اينکه عبور از جاده اين روستا بسيار دشوار است، اما وي سختيها را تحمل مي کرد و براي صله رحم و درک فضيلت آن، مشکلات را به جان مي خريد.

ايشان خود مي فرمود: علما بايد خود را در معرض استفاده عموم قرار بدهند، ثبوت بي اثبات بدون فايده است. عالمي که علم خود را عرضه و اظهار نکند بي حاصل است و آن هدفي که از تعليم و تعلم منظور است به دست نخواهد آمد.

و هم مي فرمود: رياست طلبي يک مسأله است و اينکه عالم خود را بي استفاده قرار دهد مساله ديگري است، عرضه علم شهرت طلبي نيست و تفکيک اين دو، موضوع کم اهميتي نمي باشد.

تجليل از مراجع معاصر

مرحوم آيت اللّه آملي در تجليل از مراجع تقليد زمانش و علماي معاصرش از هيچ اقدامي فروگذار نمي کرد. ايشان در مواقع مختلف از مباني علمي آيات عظام: حکيم و خويي و از مراتب زهد و تقواي آيت اللّه العظمي حاج سيداحمد خوانساري تجليل مي فرمود و به مراتب علمي و عملي و مقامات معنوي آيت اللّه العظمي ميلاني عقيده محکمي داشتند.

براي بزرگداشت آيت اللّه العظمي گلپايگاني در مجالس سوگواري و روضه ايشان شرکت مي کرد و ارتباط بين ايشان و حضرات آيات: نجفي مرعشي و علامه طباطبايي از استحکام ديرينه اي - که سابقه آن به درسهاي آقاضياء عراقي و ميرزاي نائيني بازمي گشت برخوردار بود و دوستي و صميميت آنان نيز وصف ناشدني. و هم به مرحوم آيت اللّه حاج ميرزا ابوالحسن شعراني بسيار احترام مي نهاد و از او با نهايت تجليل و تبجيل ياد مي کرد و شخصيت علمي ايشان را مي ستود و هماره از شاگردان معظم له جوياي احوال او مي شد.

برخي از نصايح ايشان در جلسات درس

ايشان در زمانهاي مختلف، از جمله در آستانه تعطيلات حوزه، طلاب را به پرهيزکاري و ورع و تقوا فرامي خواندند و از آنجا که خود، شهد شيرين تقوا را چشيده بود سخنش از حلاوت خاصي برخوردار بود و تا عمق جان آدمي تأثير مي کرد. از جمله مي فرمود:

- هماره به ياد خدا باشيد.

- همواره به ياد امام زمان (ع) باشيد که او ناظر بر رفتار و کردار شماست.

- هميشه با وضو و طهارت باشيد.

- نماز شب را از ياد نبريد که تمام پيامبران بدان سفارش کرده اند.

- هرگز به نامحرمان نظر مکنيد.

- فقه پاک است و در ظرف ناپاک جاي نمي گيرد، کسي که مي خواهد فقيه اهلبيت شود بايد نفسش را پاک کند و خودش را اصلاح نمايد. دنيا قمارخانه نفس ناطقه است، مواظب باشيد که نفستان را نبازيد.


1. يا حدود 1323 ق (گنجينه دانشمندان 53/2).
2. همان کتاب.
3. مجله نور علم، ش 53 - 54، ص 197.
4. گنجينه دانشمندان 53/2.
5. مجله نور علم، ش 53 - 54، ص .198
6. گنجينه دانشمندان 53/2.
7. مجله نور علم، ش 52 - 53، ص 200.
8. گنجينه دانشمندان، ج 2، ص 53.
9. رک: جلد اول اسناد انقلاب اسلامي، جلد سوم نهضت روحانيون ايران، جلد اول بررسي نهضت امام خميني.
10. مجله نور علم، ش 53 - 54، ص 217 - 219.



 



گالری تصاویر
در این قسمت موردی یافت نشد



مقاله های مرتبط
در این قسمت موردی یافت نشد