صفحه اصلی   /   بازگشت

آيت الله العظمي آقا سيد محمد هاشم چهارسوقي

سيدمحمدرضا آقاميري



ميلاد

در روزگاري کمتر از دو قرن پيش يعني سنه 1235 هجري قمري آسمان شهر کوچکي که در آنسوي سپاهان چون زمرد مي درخشيد، شاهد طلوع دو خورشيد بود يکي که آسمان آبي بدو روشن گرديد و ديگري شمس فروزاني بود که ديده و دلهاي مردمان را به ميلاد خويش نور باران کرد .

سراي مرحوم آيت الله ميرزا زين العابدين خوانساري که دهليز رتق و فتق و گشايش معضلات خوانساريان بود براي هفتمين بار شاهد طلوع خورشيدي بود که شمس الشموس شد و نزديک به نيم قرن آبادي سپاهان را منور و متجلي به نور جمال خود کرد و آن عين اليقين جلاء العيون گرديد .
آري ميرزا محمد هاشم خوانساري بدينسان پا به عالم خاکي نهاد و ستارگان درخشاني از کهکشان عرفان و دانش گرد اوحلقه زده و از نور وجود او نوراني گرديدند . اين زمان درست زماني بود که فتنه هاي بوجود آمده در ايران رو به افول نهاده و آرامش نسبي به ايران بازگشته بود و حوزه علميه اصفهان دگر بار رونقي نو را باز يافته و قاجاريان پنجاهمين سالگرد تاسيس خود را به شادي آراسته بودند .
 

نياکان

1- نياي ميرزا محمد هاشم چهار سوقي همه از جمله دانشمندان رباني و يا از اوتاد عرفاني و اهل کرامت بوده اند آنان، حاملان لواء دين حنيف محمدي و ولايت علوي در اعصار مختلف به شمار مي آمدند که از محافل و کرسي هاي علمي آنان، دانشمندان بزرگي چون ميرزا ابوالقاسم قمي، وحيد بهبهاني، علامه بحر العلوم و ....... ستارگان پر فروغ گيتي علم و عرفان گرديدند . ما در اين مقال به ذکر نام و چکيده اي از شرح احوالشان بسنده مي کنيم، تا ياد آنان به کام دل نشيند.

والد گرانقدر آقاي سيد محمد هاشم چهار سوقي مرحوم آيت الله ذي فنون، فقيه و رجالي آقا سيد زين العابدين خوانساري است او را سر سلسله خاندان معروف روضاتي دانسته اند ميلاد او در تاريخ 1190 هجري قمري در خوانسار رقم خورده است، او را يگانه روزگار خويش ياد کرده و در نقل است که در فقه و اصول، رجال و حديث، تفسير و ادبيات، کلام و فلسفه تبحر کافي داشته، مضافاً آورده اند که او عابدي زاهد، متقي و صاحب کرامات باهره بوده است به گونه اي که اصفهانيان به کرامت و تقواي او اعتقاد مفرطي داشته و حتي نقل کرده اند که يهوديان و نصرانيان براي آن بزرگوار نذورات مي آوردند و به مقصد مطلوب مي رسيدند .

مرحوم سيد زين العابدين نزد پدرش که شرح حال مختصر او خواهد آمد يعني مرحوم آيت الله آقا سيد ابوالقاسم خوانساري زانوي شاگردي به زمين زده و مقدمات و بسياري از علوم را در محضر او آموخت .

استاد ديگرش که او نيز از همين خاندان به حساب مي آيد مرحوم آيت الله آقا سيد ابوالقاسم ابن سيد حسن بوده و رجال و بسياري از علوم نقلي را نيز نزد مرحوم آيت الله سيد محمد مهدي خوانساري صاحب رساله معروفه ابوبصير فرا گرفت .

در بيست سالگي به نجف اشرف مهاجرت کرد و در زمره مهاجران الي الله واقع گرديد اما پس از مدت کوتاهي به ايران بازگشت و در سال 1210 هجري قمري به اصفهان آمد و نزد حاجي کرباسي صاحب اشارات الاصول، فقه و اصول را و در محضر ملا علي نوري " فيلسوف نامي " فلسفه و علوم عقلي را و نزد ملا علي اکبر ايجئي صاحب کتاب زبده المعارف کلام و اعتقادات را و در حضور سيد شفتي نيز مراتب ديگر علمي را فرا گرفت و از محضر بزرگاني چند به دريافت اجازه نائل گرديد که سيد محمد باقر شفتي يکي از آنان است .

آورده اند که او را 12 اثر علمي بوده است مانند بهجه الناظر و سرور الخاطر، مرحوم سيد زين العابدين در سنه 1275 هجري قمري در سن 85 سالگي دار فاني را وداع گفت و به سوي عالم بقا پر گشود .

2- نياي دوم مرحوم سيد محمد هاشم چهار سوقي آية الله آقا سيد ابوالقاسم جعفر معروف به آقا ميرزا باباست که ولادتش در صبح روز سه شنبه 11 صفر المظفر 1163 هجري قمري در خوانسار به وقوع پيوسته است، صاحب ريحانه الادب در شرح احوالش آورده است: او از اکابر علماي اماميه در قرن سيزدهم قمري است و معاصر ميرزاي قمي و صاحب رياض بوده و جد صاحب روضات است .

در علم و فضل، زهد و تقوي و ديانت مقامي شامخ داشته است و از کثرت احتياط از اقبال به دنيا باي نحو کان احتراز مي نمود در خبراست که اوراد و اذکاري داشت و مردم جهت رفع مشکلات به او مراجعه مي کردند و درمان قطعي مي جستند .

مرحوم ميرزا ابوالقاسم نزد پدرش مرحوم آيت الله العظمي سيد حسين خوانساري که يگانه دوران خود و استاد ميرزاي قمي و وحيد بهبهاني و بحر العلوم است زانوي شاگردي به زمين زد و مدتي را نيز به اصفهان کوچيد و نزد عالمان آن ديار از جمله مرحوم ميرزا ابوالقاسم حسيني اصفهاني علوم را فرا گرفت تا آنجا که مجتهد شد و به خوانسار مراجعت نمود.

تعاليق و حاشيه هاي او بر آثار بزرگان موجود است و کتابي نيز از او به يادگار مانده است در موضوع «حرمة لبس الحرير المحض للنساء حين الصلوة و الاحرام» از عده اي از دانشمندان داراي اجازه است از جمله از مرحوم پدرش علامه سيد حسين خوانساري ومرحوم آيت الله طباطبائي صاحب کتاب پر ارج رياض المسائل .

او در روز پنج شنبه 17 ماه رمضان المبارک سنه 1240 از دار دنيا کوچ و در قبرستان پست بازار قديم خوانسار مدفون شد حقير نيز به افتخار زيارت قبر او و والد ارجمندش در همان مکان نائل گرديده ام .

نياي سوم او مرحوم علم الاعلام و حجه الاسلام آيت الله العظمي آقا سيد حسين موسوي خوانساري است که حقير تحت عنوان نورين نيرين مقالي را در شرح مختصر احوال او نگاشته ام و بدين سبب از شرح احوال آن بزرگوار در اين مقال صرف نظر مي نمايم .

و اما نياي چهارم او مرحوم آيت الله العظمي آقا سيد جعفر موسوي خوانساري است که در تاريخ 1090 هجري قمري دو ساعت به غروب روز يکشنبه بيستم ماه صفر المظفر مطابق چهاردهم فروردين ماه در اصفهان ديده به جهان گشود مادرش دختر آخوند مولي حسن جيلاني ديلماني اصفهاني لنباني فيلسوف شهير عهد صفوي است .

نام او را محمد جعفر و کنيه اش را ابوالقاسم نهاده اند که در زمان ما در کتب به ميرکبير مشهور است روضات الجنات در وصفش آورده است کان رحمة الله عليه من العلماء العاملين و الفقهاء الکاملين و الادباء الماهرين والفضلاء الکابرين و النبلا ء الجامعين و نقاد الرجال و الاخبار و ضباط السير و الاثار.

آورده اند که هنوز به حد بلوغ نرسيده بود که در درس علامه محمد باقر مجلسي حضور پيدا کرد و هم زمان نزد آقا جمال خوانساري و آقا حسين جيلاني دايي خود نيز دانش هاي مختلف را فرا گرفت براي او بيش از چهارده کتاب و رساله نقل کرده اند که مناهج المعارف که يک دوره اصول اعتقادات به زبان فارسي است از همان کتب است .

او را سر سلسله خاندان موسوي خوانساري و روضاتي دانسته اند و از زمان وفاتش به سنه 1156 هجري قمري تا کنون فرزندان وي از مجتهدان و مراجع تقليد و اساتيد حوزه هاي علميه بوده اند چون شرح احوال او نيازمند فصلي مستقل است و نمي توان در اين مختصر به شرح زندگاني او پرداخت.
نياي پنجم ميرزا محمد هاشم آقا سيد حسين اصفهاني است که پدر مير کبير است صاحب روضات او را به فضل و کمال ستوده است همانگونه که در حاشيه اربعين علامه مجلسي از او به ( السيد الفاضل الکامل العالم ) ياد کرده است او داماد فيلسوف شهير عهدي صفوي آخوند مولي حسن جيلاني متوفي به سال 1094 هجري قمري است و نسخه دست نوشته کتاب مطول از او بجا مانده است و در کتابخانه خاندان روضاتي موجود است .


خاندان و برادران

مرحوم ميرزا محمد هاشم هفت برادر داشت که جملگي از علما و فضلا و يا مجتهدان اصفهان بوده اند که مرحوم آيت الله ميرزا محمد باقر خوانساري صاحب کتاب پر ارج روضات الجنات يکي از آنان بوده است، در اين مجال به ذکر نام آنان مي پردازيم تا شايد با ياد آنان نمي از يم حيات طيبه بر گيريم .

بزرگترين پسر مرحوم آقا سيد زين العابدين مرحوم آقا سيد محمد جواد خوانساري است که بزرگترين برادر ميزرا محمد هاشم نيز هست که صبح روز يکشنبه هفدهم صفر المظفر سال 1219 هجري قمري در خوانسار ديده به دنيا گشود و در مسقط الراس خود تحصيل را آغاز و مقدمات را نزد پدر و برخي از ابناء اعمام فرا گرفت و چون حوزه علميه قزوين در آن زمان از حوزه هاي علمي مطرح و پر رونق بود، بدين سبب براي ادامه تحصيل راهي قزوين شد و در مدرسه پنجه علي نزد مولي عبد الوهاب قزويني به فرا گيري علوم همت گماشت و پس از گذشت چند سال به خوانسار بازگشت و در همان ديار سکني گزيد، فرزندانش نيز در همان منطقه پراکنده اند که جملگي از يک پسر و يک دختر بوده اند نام پسرش مرحوم سيد ابوالقاسم بوده که داراي خطي زيبا و منشي نيکو بوده است و جز هيئت استنساخ روضات الجنات بوده که به فرمان عموي خود مرحوم آقا سيد محمد باقر عضو اين هيئت قرار گرفته و هم اکنون نسخه اي از روضات الجنات که به خط اوست در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است . از تاريخ وفات مرحوم سيد محمد جواد خوانساري اطلاعي دردست نيست، ليکن پيش از سنه 1264 هجري قمري به ديار باقي کوچيده و گويا مقبره او نيز در مسقط الراسش قرار دارد .

دومين برادر ميرزا محمد هاشم آقا سيد محمد خوانساري است که در يازدهم محرم الحرام سنه 1222 هجري قمري در خوانسار ديده به جهان گشود مقدمات را نزد پدر و سطوح مياني و عالي ومباحث تخصصي حوزوي را نزد حاجي کرباسي صاحب اشارات الاصول و سيد شفتي صاحب مطالع الانوار بياموخت و از مجتهدين متتبع گرديد و از پدرش مرحوم آقا سيد زين العابدين، حاجي کرباسي و مير سيد حسن مدرس داراي اجازه بود همانگونه که خود نقل نموده است .

مرحوم سيد محمد در تاريخ 28 رمضان المبارک سنه 1293 قمري ديده از جهان فرو بست و در اصفهان به خاک سپرده شد .

سومين برادر مرحوم ميرزا مير سيد علي متولد 1225 قمري است که در کود کي از دنيا رخت بر بسته است.

چهارمين برادر مرحوم ميرزا مرحوم آيت الله العظمي آقا محمد باقر خوانساري صاحب کتاب پر ارج روضات الجنات است که يکي از مهمترين موسوعه هاي شيعي عهد قاجار است و تا کنون منبع مهمي براي مراجعه محققين و دانش پژوهان اسلامي به شمار مي آيد و او به تاريخ 22 صفر 1226 هجري قمري در خوانسار ديده به جهان گشود و نزد مرحوم آيت الله العظمي ميرزا محمد تقي اصفهاني صاحب حاشيه بر معالم الاصول و همچنين نزد پدرش مرحوم سيد زين العابدين خوانساري و مرحوم آيت الله مير سيد علي شهشهاني و همچنين علامه سيد صدر الدين صدر و حاجي کرباسي صاحب اشارات الاصول و سيد رشتي صاحب مطالع الانوار دراصفهان به فرا گيري دانش هاي مختلف پرداخت و براي ادامه و تکميل علوم راهي نجف شد و نزد مرحوم آيت الله سيد ابراهيم قزويني صاحب ضوابط الاصول و چند تن ديگر از علما زانوي تتلمذ به زمين زده و به درجات عاليه علم و تقوي نائل گرديد .

مرحوم صاحب روضات از عده اي به دريافت اجازه نائل گرديد که از جمله مي توان به سيد زين العابدين خوانساري، سيد رشتي، شيخ محمد علي کاشف الغطاء، شيخ قاسم بن محمد نجفي صاحب کنزالاحکام، سيد ابراهيم قزويني، مير سيد حسن مدرس، سيد اسد الله فرزند سيد شفتي اشارت نمود .

صاحب روضات علاوه بر موسوعه جاودانش آثار ديگري را نيز به دنياي علم اهداء نمود که از آن جمله مي توان به کتب زير اشارت نمود .

1 _ احسن العطيه في شرح الالفيه
2 _ قره العين و سرور النشأتين منظومه فارسي در اصول دين
3 _ النهريه در باره مسئله جريان نهر تحت النهر است
4 _ تلويح النوريات من الکلام في تنقيح الضروريات من الاسلام
5 _ رساله اي در امر به معروف و نهي از منکر
6 _ رساله اي دراقسام اسباب بلايا که بر سعيد و شقي نازل مي شود .

و دهها کتاب و رساله ديگر که از اين دانشمند جليل القدر به يادگار مانده است .

مرحوم صاحب روضات هفت پسر داشته که جملگي از نوابع و دانشمندان اصفهان به حساب مي آيند ليکن در اين ميان مرحوم آيت الله آقا ميرزا مسيح روضاتي آوازه اي ديگر دارد و افضل فرزندان صاحب روضات است . پنجمين برادر مرحوم ميرزا هاشم مرحوم آيت الله آقا سيد محمد صادق خوانساري است که ميلاد او در سنه 1228 هجري قمري در خوانسار بوقوع پيوسته است، آورده اند که او مقدمات علوم را نزد والد گرانقدرش مرحوم سيد زين العابدين آموخت و همزمان با حضور در درس پدر در درس مرحوم سيد محمد شهشهاني و مير سيد حسن مدرس نيز حاضر مي گشت و از محضر اين سه بزرگوار به دريافت اجازه نقل روايت و اجتهاد نائل گرديد و البته نزد حاج محمد ابراهيم کرباسي صاحب اشارات الاصول و سيد محمد مهدي ثابت الصدر بسياري از دانش هاي متداول را فرا گرفت، در نوشته هاي آقا سيد محمد صادق در هنگام نام برخي از اساتيدش در خصوص پدر گرانقدرش چنين آورده است " اجلهم واغرهم و اشرف مشايخي و در ذکر سلسله اساتيد او به نام سيد محمد باقر بن محمد تقي شفتي نيز بر مي خوريم همو که صاحب کتاب مطالع الانوار است مرحوم سيد محمد صادق خوانساري به کتب وي اشاره نموده و از جمله ياد آور مي شود او راست کتابي به نام "تقديم اليد علي الاستصحاب" که ردّيّه اي است از سوي سيد شفتي بر صاحب قوانين الاصول، وي اشاره ديگري به رساله ديگر سيد شفتي دارد با عنوان " القِدريه في طهارة الدم الذي يلقي في القِدر فيغلي حتي يستحيل " که در ذيل آن رساله به توضيح آن پرداخته و آن را تقويت نموده است و بدين مطلب اشارت نموده است که سيد شفتي بسيار به اخبار و روايات اعتماد مي نمود و در مقابل بسياري از قواعد اصوليه را فاقد اعتبار مي دانست، در عين حال که او خود از بزرگترين مجتهدان و اصول دانان به شمار مي آمد مع الوصف چون بسياري از مجتهدان نبود که مطلقا به ظنون خاصه عمل نمايد در اصول و قواعد تصرف مي نمود و به مناسبت موضوع از آنها بهره مي جست، سيد محمد صادق در پايان متذکر شده طريق اعتدال بهترين راه است و اطلاق در اخبار و يا ظنون طريق خطاست .

در نقل است که آثار گرانبهايي داشته که به برخي از آن آثار اشارت مي رود

1_ شرح شرايع الاحکام در سي هزار بيت کتابت که معادل پنجاه حرف است .
2_ رساله اي در حج
3_ رساله در مناسک حج
4_ الرساله الکبيره في الاخبارالطريفة

و دهها جلد نوشته ديگر که به صورت پراکنده در کتابخانه هاي خاندان روضاتي موجود است و آخرين تاليف آن مرحوم رساله اي است در ذکر مشايخ اجازه و اساتيدش که مطالبي از آن را براي خوانندگان گرامي ياد آورشديم .

صاحب کتاب احسن الوديعه يعني آقا سيد محمد مهدي خوانساري اعلي الله مقامه الشريف که خود فرزند مرحوم آقا ميرزا محمد کاظميني خوانساري است نواده اوست .

ششمين فرزند مرحوم سيد زين العابدين خوانساري مرحوم آقا سيد محمد کاظم خوانساري است که به سال 1230 قمري ديده به جهان گشوده و در سنوات بين 1250 تا 1266 از دنيا رفته است و نسخه اي از کتاب جاربردي در علم صرف را استنساخ کرده که هم اکنون نيز در کتابخانه هاي خاندان روضاتي موجود است و آورده اند که او بلاعقب از دار دنيا رخت بر بست .

اما آخرين فرزند مرحوم سيد زين العابدين که آخرين برادر ميرزا محمد هاشم بوده و فرزند بعد از ميرزا هاشم است مرحوم آقا مير سيد حسن مجتهد است که از نوابغ بوده و در اوان بلوغ بدرجه عاليه اجتهاد نائل آمده است و در سن 19 سالگي به سال 1273 قمري از دار دنيا کوچيده و به ديار باقي شتافته و در قبرستان ستي فاطمه اصفهان مدفون گرديده است اما شگفتي از آن است که پس از گذشت 80 سال و در زماني که در نظر داشتند قبرستان را از بين برده و خيابان بنا نمايند لاجرم قبر را شکافته تا جسد را به جاي ديگر انتقال دهند ناگاه با بدن سالم آن عالم جوان مواجه شدند که جسد را دوباره کفن کرده و در تکيه مرحوم صاحب روضات الجنات مدفون ساختند .


آثار مکتوب

مرحوم ميرزا محمد هاشم چهار سوقي داراي آثار مکتوب فراواني است که به برخي از آن آثار اشاره خواهيم نمود.

1 _ رساله اي که در اوان بلوغ نگاشته است با عنوان " حرمة ذبائح اهل الکتاب " وي در مورد اين کتاب فرموده است ((قد سألني في قديم الزمان في اول بلوغي بعض اجلاء مشايخي و هو السيد الفقيه الجليل العلامه صدر الدين محمد العاملي اعلي الله مقامه عن معني ذاک الحديث و هذا الاشکال و امرني ببيانه و حکمه فکتبت رساله في حرمه ذبائح اهل الکتاب و بينت فيه رفع ذلک الاشکال ببغض ما ذکرتة هنا و هذه الرساله اول ما صنفته في الفقه)) و بدينوسيله ياد نموده است از جريان اولين تاليف خود .

دومين تاليفي که از مرحوم ميرزا بجا مانده است کتابي است با عنوان " اصول آل الرسول " که در علم اصول فقه نگاشته است، وي در اين کتاب ضمن بيان قواعد اصوليه ثابت کرده است که اصول فقه برگرفته از احاديث شريفه اي است که دلالت بر قواعد مختلفه اصوليه دارد و مضافاً آورده است که ادعاي سني مذهبان بر اينکه اصول الفقه ساخته و پرداخته آنان است و اولين شخصي که اين علم را تاسيس کرده شافعي است باطل است و اين علم از احاديث مکتب اهل بيت عليهم السلام برگرفته شده و خطبه دوم نهج البلاغه نيز بر اين مطلب دلالت دارد و حضرت هشام ابن حکم شاگرد معروف امام صادق عليه السلام که مبحث الفاظ علم اصول را تدوين فرموده قبل از شافعي مي زيسته است که پرداختن به اين واقعه تاريخي و علمي از خصوصيات مهم اين کتاب شريف است اين کتاب 30 هزار بيت کتابت است و هر بيت معادل پنجاه حرف است .

سومين کتاب مرحوم ميرزا کتاب مباني الاصول است که در سال 1317 قمري چاپ سنگي شده و نسخ آن در بسياري از کتابخانه ها موجود است اين کتاب نيز در نوع خود بديع است .

نوشته ديگر مرحوم ميرزا رساله اي است در حجيت استصحاب و ديگري منظومه اي در اصول الفقه است و رساله اي ديگري نيز نگاشته در اثبات عدم حجيت فقه الرضا عليه السلام در اينجا مناسب است اشاره اي به کتاب فقه الرضا شود: اين کتاب محط آراء و انظار صاحبان علم و انديشه در اعصار مختلف بوده است از جمله مرحوم سيد حسن صدر کتابي را نگاشته با نام فصل القضاء في الکتاب المشتهر بفقه الرضا اما حقيقت در خصوص اين کتاب چيست؟ در مقدمه کتاب فقه الرضا که توسط موسسه آل البيت عليم السلام منتشر شده محقق گرانقدر، حجة الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد جواد شهرستاني به اين حقيقت اشاره نموده و شقوق تاريخي اين جريان را نقل نموده است که اجمالاً به جريان تاريخي کتاب فقه الرضا اشاره مي نمائيم.

عده اي آورده اند که اين کتاب را شلمغاني نوشته و شلمغاني يکي از روات دوران غيبت صغري است که در ابتداء مستقيم الطريق و مومن بود ولي بعد ازاينکه حسين بن روح نوبختي به افتخار وکالت نائل آمد او طريق ناصواب پيمود و از غلات گرديد و آخر الامر نيز به دست خليفه بغداد به جرم ارتداد و کفر به دار آويخته شد و لذا برخي مي گويند به اخبار اين کتاب فقهي مي توان استناد نمود چرا که در زمان ايمان شلمغاني تاليف شده و برخي ديگر مطلقاً کتاب را نفي مي نمايند، عده اي نيز بر اين باورند که اين کتاب شرايع علي ابن بابويه قمي است .

به هر حال اين کتاب چون برگرفته از روايات اهل بيت عليهم السلام است به عنوان تاييد در استنباط احکام فقهي مي تواند به کار آيد اما مستقلاً نمي تواند قابل بهره وري باشد و براي استناد اخبار آن بايد مورد بررسي قرار گيرد .

7 _ رساله رجاليه در احوال ابو بصير
8 _ کتاب حل العسير في احکام العصير
9 _ المقالات اللطيفه في غوامض علم الاصول
10 _ رساله عمليه با عنوان احکام الايمان مشتمل بر احکام و فروعات است و نيمه استدلالي است .
11 _ رساله اي در نماز
12 _ رساله اي در روزه
13 _ رساله مناسک حج
14 _ رساله صيغ العقود
15 _ رساله اي در علم تجويد
16 _ کتاب پرسش و پاسخ در مورد مسائلي که در طول عمر از وي پرسيده اند ( پنجاه هزار بيت کتابت است نظير آنچه از مرحوم ميرزاي قمي بطبع رسيده )
17 _ شرح بر منظومه درّة بحر العلوم در فقه
18 _ حاشيه بر رياض المسائل علامه طباطبايي .
19 _ رساله اي درتقديم تحميد علي التسبيح در تسبيحات حضرت زهرا "سلام الله عليها"
20 _ رساله اي در چگونگي استخاره
21 _ افضليه الصلوات في اوائل اوقاتها الا في ستين مورداً (که مرحوم ميرزا فرموده است در 60 مورد افضل است که انسان نمار را تاخير بيندازد)
22 _ رساله اي در احوال محمد بن اسماعيل ابن بزيع - وزير خليفه عباسي که از اجلاء اصحاب امام رضاعليه السلام است .
23 _ رساله اي در احوال حضرت عبدالعظيم حسني و شرح احاديث آن جناب
24 _ رساله اي در احوال " معمر ابي الدنياي مغربي "
25 _ کتاب فوائد رجاليه
26 _ کتاب اربعين حديثاً
27 _ جواهر العلوم
28 _ رساله اي در محاذات زن و مرد در نماز
29 _ رساله هاي گوناگون فقهي در شرح مباحث و غوامض برخي از ابواب و فروعات فقهيه
30 _ ميزان الانساب که در احوال امامزادگان اصفهان است .

گفتني است مرحوم ميرزا به دليل حذاقت و تبحر در بسياري از علوم و حافظه و هوش سرشار و بهره مندي از محضر علماء و ابرار، طبيعي است که از قلم پر بار و کتابت دوّار برخوردار باشد بنابراين مجموعه ياد شده آثاري است که بالاستقلال و يا همراه با رساله هاي ديگر به زيور طبع آراسته گرديده است و يا هنوز مسوده آن در کتابخانه هاي خاندان روضاتي موجود باشد و مضافاً دست نوشته هاي ديگري نيز ميرزا دارد که اطلاعي از آن در دست نيست .


اساتيد

اولين استاد وي که کراراً از او نام مي برده است مرحوم والدش آقا سيد زين العابدين خوانساري است، که بسياري از علوم را در محضرش فرا گرفت . و استاد ديگرش برادر فاضل، علامه و صاحب کمالاتش آقا سيد محمد باقر خوانساري صاحب کتاب پر ارج روضات الجنات است که در مکاتبات و مکتوبات از وي به عنوان سرکار اخوي استاد ياد مي کند و در برخي از نوشته هاي ميرزا مي خوانيم (( قد وقع المرقوم و صدر الانتقال من حضرة الاخ العلامه الاجل الافخم ادامه الله ايّامه و مد الله ظله في عين الکرامة و تعابيري بدين مضمون ازمرحوم ميرزا نسبت به برادرش آقا سيد محمد باقر زياد ديده مي شود . استاد ديگر مرحوم ميرزا مرحوم آيت الله سيد صدر الدين عاملي اصفهاني است که پيشتر بدان اشاره شد و گفتيم که سيد صدر او را امر کرد تا در مبحث ذبيحه اهل کتاب مطلبي نگارد ميرزا هم نگاشت .

هنگام تاليف آن رساله اوان بلوغ و يا مراهقت ميرزا بود و لذا ميرزا در آخر کتاب مباني الاصول بدين مطلب اشاره نموده و گفته است: و هذا السيد العلّامه اول من اجازني و صدّقني في استنباطي و اجتهادي في اوائل بلوغي و امرني بکتابة ......

از اساتيد ديگري که خود از مبرزين فضلا ء اصفهان بوده و مرحوم ميرزا از محضرش بهره هاي فراوان برده است مرحوم آقا مير سيد حسن مدرس بوده که پس از فوت مرحوم سيد صدر در سنه 1264 هجري قمري به مدت ده سال از ملازمين درس وي بوده است و سپس راهي ديار غري زادها الله شرفاً شده و در محضر شيخ اعظم انصاري رحمه الله عليه زانوي شاگردي به زمين سائيده است و از خواص شاگردان وي گرديده و مورد توجه شيخ اعظم قرار گرفته است چنان که شيخ او را به اتمام کتاب اصول آل الرسول ترغيب و توصيه نموده است ما در فصلي مستقل به جريان عزيمت وي به نجف اشاره مي نمائيم .

مرحوم آيت الله اقا شيخ محمد ابراهيم کرباسي صاحب کتاب اشارات الاصول نيز استاد ديگر مرحوم ميرزا است همانگونه که سيد شفتي صاحب کتاب مطالع الانوار از اساتيد اوست .

عزيمت به نجف اشرف پيشتر اشارت نموديم که ميرزا در سنه 1274 هجري قمري پس از حضور ده ساله در درس مرحوم مير سيد حسن مدرس که از افاضل اعلام اصفهان بود به نجف اشرف عزيمت نمود و در درس شيخ اعظم انصاري حاضر شد و مورد توجه خاص شيخ گرديد چنانکه شيخ او را به اتمام کتاب اصول آل الرسول تشويق نمود و نيازمندي حوزه علميه نجف را نسبت به چنين کتابي اعلام فرمود .

در همين اوان حضور او در مباحثات علمي مرحوم شيخ محمد حسن نجفي اصفهاني صاحب دائره المعارف فقهي جواهر الکلام نيز نقل گرديده است و مرحوم شيخ محمد حسن با او مکاتبات داشته و در نامه اي که از سوي شيخ صاحب جواهر، به او نوشته شده ابتدائاً هشت بيت در مدح او آورده و سپس اظهار اشتياق به ديدار او نموده است و در آخر نامه فرموده است " فلا بد ان تبلّغ اباک دام بقائه و اخاک اقرالله عيني بروياه و جميع الشيعه وافر سلامنا " مرحوم ميرزا در کتاب مباني الاصول به اين نامه اشاره نموده است . مرحوم ميرزا مکاتباتي نيز با صاحب ضوابط الاصول مرحوم آقا سيد ابراهيم قزويني که از افاضل اعلام نجف اشرف بوده داشته و از ناحيه وي به دريافت اجازه اجتهاد نائل گرديده است .

مراودات او با ميرزاي بزرگ شيرازي نيز ياد آور حضور جدي و علمي مرحوم ميرزا در مدينه العلم نجف اشرف بوده است و بدينسان مرحوم ميرزا هاشم از شاگردان و خصيصين مکتب نجف نيز محسوب مي شود گر چه دست مايه هاي علمي او در اصفهان نصبح گرفته و حضور و ولادش در بيت علم و شرف يعني خاندان جاودان موسوي خوانساري و روضاتي و انتساب به بيت صدر در اين شرافت علمي پر اثر بوده است مع الوصف او را شاگرد مکتب نجف مي دانند .

بازگشت به ايران

مرحوم ميرزا پس از حضوري چند ساله در نجف اشرف به ايران مراجعت و در اصفهان دوباره رحل اقامت افکند و مدت پنجاه سال به تدريس فنون مختلف علمي از فقه و اصول و رجال و نقل وعقل پرداخت و بزرگان بسياري از محضرش بهره ها بردند که به ذکر نام برخي از آنان خواهيم پرداخت .

در ده هاي آخر اين پنجاه سال مرحوم ميرزا به مقام افتاء و مرجعيت نائل گرديد و مردم نقاط گسترده اي از بلاد ايران به ويژه اصفهان و خوانسار از او تقليد مي کردند و در موقعيت هاي مختلف گوش به فرمان او بودند و اين زمان مصادف بود با مرجعيت ميرزاي بزرگ شيرزاي مرجع بزرگ شيعه و صاحب فتواي تنباکو در نجف اشرف، در عين حال رساله عمليه اش در شهرهاي مختلف مورد عمل و مراجعه مومنين بود.

مباحثه

او همدرس و هم مباحثه مرحوم ميرزاي بزرگ سيد محمد حسن شيرازي درنجف اشرف بود و در نقل است مرحوم ميرزاي بزرگ شيرازي در خصوص ارجاعات فقهيه منطقه اصفهان و عراق عجم و برخي بلاد ايران مي فرموده است: با وجود علامه ميرزا محمد هاشم چهار سوقي در اصفهان نبايد در احکام شرعی به علماء عراق مراجعه شود .

در برخي کتب آمده است مرحوم ميرزا حافظه فوق العاده اي داشت و استعدادش زبانزد خاص و عام بوده است چنانکه بر تمام ابواب فقهي تسلط استدلالي داشت و آورده اند که هنگام زيارت حضرت ثامن الحجج " عليهم آلاف و التحيته و الثناء " که مرحوم ميرزا از تهران عبور مي کرد عده اي از علماي تهران که از فحول نامور حوزه هاي علمي نيز محسوب مي شدند به ديدار او آمدند و مطابق سنت حوزه هاي علميه که فروع فقهي و يا مطالب علمي در اينگونه محافل مطرح مي شود در حضور ميرزا نيز طرح شد و علماي تهران شاهد تسلط او بر مباحث فقهي و اصولي در مباحثه او با مرحومين آيتين ملا علي کني وميرزا حسن آشتياني بوده اند، اين داستان در برخي از کتب نيز نقل شده است .

وهمچنين مرحوم اعتماد السلطنه در کتاب المآثر و الاثار او را به غايت ستوده است و در نسب نامه الفت نيز شرح حال مرحوم ميرزا را مشروحاً ياد آور شده و با ستايش تمام از او ياد مي کند مخصوصاً در فقه و اصول و رجال او را به غايت ستوده و به يگانگي در دهر وصفش نموده است .

مهارت هاي علمي

مرحوم ميرزا در مهارت هاي علمي زير صاحب تاليف بوده و نوشته هاي او در اين فنون نشانگر آشنايي کامل او با اين مهارت هاست .

1 _ ادبيات
2 _ فقه
3 _ اصول
4 _ حديث
5 _ تفسير
6 _ رجال
7 _ تاريخ
8 _ تراجم
9 _ کلام واعتقادات
10 _ معقول

شاگران مرحوم ميرزا محمد هاشم

ميرزا در مدت عمر به دليل حضور بلا انقطاع در حوزه هاي علميه شاگردان زيادي را تربيت نموده که ما در اين مجال به ذکر نام عده اي از آنان مي پردازيم .

1 _ مرحوم آيت الله العظمي آقا سيد محمد کاظم طباطبايي يزدي صاحب کتاب شريف عروه الوثقي، شيخ عباس قمي در فوائد رضويه بسيار او را ستوده و از او به عنوان آقاي دانشمندان امت ياد کرده و گفته است فتاواي او همه گوش ها را پر نموده و او حامل لواء شيعه است و بر برتري و پيشي او نسبت به ديگران همه اتفاق دارند، او صاحب نوشته هاي معروف وحاشيه هاي مشهور بوده و از بزرگترين کارشناسان اسلام است، شيخ قمي در ادامه مي گويد که در شب چهار شنبه ششم شعبان المعظم 1337 خبر وفات اين سيد جليل که حامل لواء اسلام و فقيه اهل بيت عليهم السلام بود را در خراسان شنيدم و امروز که چهارشنبه مذکور است مجلس بزرگداشتي براي تعزيت آن بزرگوار درمسجد گوهر شاد برقرار است و علماي ارض اقدس جمع گشته و کسبه، تجار و بازاريان دکاکين خود را بسته و مشغول سوگواري مي باشند و مصيبت آنجناب سخت در مردم اثر کرده قدس الله تعالي روحه نويسنده تکمله امل الآمل در ترجمه احوال او آورده است او تصنيفاتي چاپ شده دارد که از آن نوشته هاي چاپ شده مي توان به تعليقه هاي سيد بر کتاب مکاسب شيخ نام برد و بهترين نوشته او کتاب عروه الوثقي درفروع فقهيه است که براي عمل مقلدان تاليف فرموده است . اين کتاب از بهترين کتاب هاي فروع و متن هاي فقهي است .

2 - از ديگر شاگردان ميرزا مرحوم آيت الله العظمي شيخ الشريعه اصفهاني است او ملا فتح الله معروف به شيخ الشريعه اصفهاني است مرحوم قمي درباره او مي فرمايد دانشمند فاضل کامل فقيه و اصولي و محدث زبر دست ماهر آگاه و جامع معقول و منقول و در بر دارنده فروع و اصول، او استاد دانشمندان زمان ما در نجف اشرف است در بيست و سوم ربيع الثاني 1339 به سوي ديار باقي شتافت، شيخ عباس قمي يکي از اگردان اوست .

3 - شيخ محمد هادي تهراني از ديگر شاگردان اوست وي همان حاج مقدس عالم و زاهد متقي است که مردم تهران ارادت تامي به وي داشتند او را جامع معقول و منقول دانسته اند که پس از فراگيري مقدمات در تهران به اصفهان رفت و درآنجا ازمحضر ميرزا بهره گرفت سپس راهي نجف اشرف شد و از محضر ميرزاي بزرگ شيرازي استفاده کرد و چندي را هم نزد شيخ اعظم انصاري تتلمذ نمود، از آثار او اتحاد الوجود و الماهيه - التوحيد و الصلح است وي در هشتم دي ماه سال 1282 شمسي به ديار باقي شتافت، وي مورد تأييد برخي از علماي حوزه نجف اشرف نبوده است .

4 - مرحوم آيت الله العظمي آقا سيد ابو تراب خوانساري که از اجلاء مراجع تقليد نجف اشرف است از شاگردان اوست وي فرزند سيد ابوالقاسم فرزند سيد محمد مهدي صاحب رساله ابو بصير بوده و به سال 1271 قمري در خوانسار ديده به جهان گشود علاوه بر اينکه شاگرد ميرزا هاشم بود در اصفهان نزد صاحب روضات و شيخ محمد باقر فرزند صاحب حاشيه نيز زانوي شاگردي به زمين سائيده است از جمله آثار او مي توان به کتابهاي سبيل الرشاد في شرح نجاه العباد، قصد السبيل در اصول، مصباح الصالحين في اصول الدين، الصراح في الحديث، الدر الفريد في شرح التجريد، البيان في تفسير القرآن، لب اللباب في التفسير، عقد اللئالي، النجوم الزاهرات في الامامة و المسائل الکاظميه و المسائل الخوانساريه اشاره نمود او علاوه بر اينکه فقيه، اصولي و رجالي بود در علوم عقلي و نقلي مهارت کامل داشت و استاد کاملي در ادبيات و رياضي و هندسه بود صاحب ريحانه الادب مي گويد کريم النفس، متقي و زاهد بود و سرانجام در روز شنبه 9 جمادي الاول 1346 درنجف وفات نمود و در وادي السلام در دل خاک آرميد مرحوم سيد ابوتراب از بني اعمام ميرزا بوده و مقدمات را در مسقط الراس خود خوانسار فرا گرفت و سپس راهي اصفهان شد، او که خود فاضل ناموري است شاگردان زيادي را تربيت کرده که ذخائر غني حوزه هاي علميه گرديده اند مرحوم آية الله سيد ابوالقاسم خويي يکي از شاگردان اوست و سيد محسن حکيم نيز در محضر او تتلمذ کرده است .

5 - مرحوم آية الله ميرزا محمد جواد اصفهاني والد ارجمند مرحوم آية الله شاه آبادي از جمله تلامذه اوست که پس از آغاز مقدمات در اصفهان و حضور در درس عالمان آن سامان از جمله مرحوم ميرزا راهي عتبات شد ومدتي نيز در درس مرحوم صاحب جواهر حاضر شد و از ناحيه صاحب جواهر به دريافت اجازه نائل گرديد، ناصر قاجاري او را به تهران تبعيد کرد و مدتي در تهران حضور داشت سپس به اصفهان مراجعت و تا آخر عمر در آنجا به افاده وتدريس اشتغال داشت، مزار او در تخت فولاد است .

6 - فرزند ميرزاي اصفهاني مرحوم آية الله آقا شيخ احمد بيد آبادي نيز از جمله شاگردان ميرزا است او در نبوغ و کثرت حافظه زبانزد است چنانکه برخي ادعيه مأثوره طويله مانند دعاي کميل را در قنوت نماز از بر مي خوانده است، در اوان بلوغ و ايام مراهقت به دريافت اجازات روايت و اجتهاد نائل گرديده است مزار ميرزا احمد در تخت فولاد قبله گاه اهل ايمان است .

7 - فرزند ديگر ميرزاي اصفهاني مرحوم آية الله العظمي آقاي شيخ محمد علي شاه آبادي اصفهاني است که او نيز همچون پدر و برادران شاگرد ميرزا است که زبان قاصر است از وصف مقاماتش، در نعت او همين بس که در مکتب او بزرگ مردي پرورش يافت که پس از ائمه معصومين عليهم السلام روزگار مانند او را نديد همو که پس از هزار و اندي سال دوباره اسلام را زنده کرد، دريغا که طلوع او کوتاه بود و با غروب خود همه شيفتگان حقيقت و انسانيت را در اندوهي دردناک قرار داد .

مرحوم شاه آبادي در تهران بدرود حيات گفت و در جوار حضرت عبدالعظيم حسني در دل خاک آرميد .

حقير مقالي را در شرح احوال او نگاشته ام، لذا از شرح زندگي او صرف نظر مي نمايم . مرحوم ميرزا هاشم شاگردان زياد ديگري را تربيت و براي بقاء و استمرار مکتب اهل بيت عليهم السلام با پرورش آنان زحمات طاقت فرسايي را پشت سر گذاشت شخصيت هاي بزرگي مانند آقا سيد محمد جمال الدين چهار سوقي فرزند ميرزا، و يا ميرزا علي محمد شريف از خرمن دانش و معنويت او خوشه ها چيدند اما در اين مقال مجال ذکر نام همه آنان نيست .

ازدواج مرحوم ميرزا

ميرزا دختر استادش مرحوم آيت الله العظمي صدر الدين محمد صدر را در کابين نکاح خود در آورد مرحوم صدر نيز داماد شيخ جعفر کاشف الغطاست و بدين سبب فرزندان وي بازمانده بيت رفيع موسوي خوانساري، صدر و کاشف الغطاء مي باشند اما خاندان صدر نيز از نوادگان شهيد ثاني هستند که اين انتساب شريف سعادت اين خاندان را فزونتر کرده است، مرحوم ميرزا از اين بانوي فاضله صالحه علويه شش دختر و دو پسر به جا گذاشت که از مفاخر اصفهان بودند .

فرزندان

1 - مرحوم آيت الله ميرزا محمد جمال الدين چهار سوقي پسر بزرگ ميرزا بود که از افاضل دانشمندان و مجتهدان اصفهان بود وي در سال 1318 مفتخر به دريافت اجازه اجتهاد از پدرش گرديد، ميرزا جمال الدين در سنه 1339 قمري به سراي باقي شتافت او را تاليفات گرانسنگي است که در کتابخانه خانوادگي مسودات و دست نوشته هاي او موجود است .

2 - دومين فرزند مرحوم ميرزا، آقا ضياء الدين چهار سوقي است

ارتحال به سوي عالم بقاء در وادي السلام

در اوخر سال 1318 قمري مرحوم ميرزا هاشم عازم حج بيت الله الحرام گرديد و اهل اصفهان او را بدرقه تا بسوي ديار آشنا رهسپار شد، قصد ميرزا آن بود که قبل از عزيمت به بيت الله الحرام به زيارت عتبات مقدسه عراق مشرف گردد و از آن ديار مقدس به سوي ديار حجاز عازم گردد، بدين جهت پس از طي مسافت اصفهان تا عتبات عاليات، اوائل ماه مبارک رمضان به سرزمين غري ( نجف اشرف ) زادها الله شرفاً واصل گرديد و گويا صاحب وادي السلام او را دعوت کرده بود تا در جوار او آرام گيرد .

بنابراين ضعف و مرض بر او مستولي شد تا آنکه مداواي اطباء نيز ثمر نبخشيد و در روز هجدهم رمضان المبارک همان سال به ديار باقي شتافت .

در پي ارتحال وي مردمان از عوام و دانشمندان پيکر پاکش را با تجليل فراوان در روي دست ها تشييع کردند و مرحوم آيت الله العظمي شيخ محمد طه نجف (ره) بر پيکرش نماز خواند و سپس جسم مطهرش را در مقبره مخصوصي که براي او بنا شده بود مدفون ساختند، او در ميان وعده اي از اقارب و نزديکان از خاندان موسوي خوانساري در اطراف او به خاک سپرده شدند .

وقايع پس از ارتحال

خبر فوت مرحوم ميرزا به سرعت در اقصي نقاط ايران و ديگر بلاد شيعي منتشر گرديد و در اکثر شهرها مجالس تعظيم و ياد بود برپا شد و متدينين ياد او را گرامي داشتند و شاعران عرب و عجم در رثاء او شعرها سرودند که يکي از ان اشعار حسن ختام اين مقال مي نماييم.

حجة الاسلام شد الرحل من بيت الشرف
قاصدا لله حج البيت من درب النجف

آن مهين فرزند موسي فخر آل بوتراب
آل احمد را سليل و آل هاشم را خلف

سيد الاعلام فحل العصر استاد الانام
مخزن الاحکام بحر العلم عنوان الشرف

با کمال ناتواني با چنان ضعف و هرم
پيش پيکان حوادث پاي تا سر شد هدف

بسکه بد او را بدل شوق لقا گوئي نداشت
ذره ای بيم هلاکت خردلي خوف تلف

از وطن قطع علائق کرد با صد اشتياق
پشت پا زد بر زخارف همچو خاشاک و خزف

خويشتن را خوش کشانيد از فنا سوي بقا
حبذا آن نعمت باقي و انواع تحف

شد مقيم طور سيناي نجف همچون کليم
بعد تکميل زيارات نياکان سلف

در نجف رحل اقامت ساخت از روي نياز
معتکف شد در جوار پادشاه لو کشف

از نداي ارجعي آن پاک نفس مطمئن
پيک يزدان را اجابت کرد با شوق و شعف

در جوار جد خود آن سيد والاگهر
کرد مخفي خويشتن را همچو در اندر صدف

منخسف شد هفدهم از فوت او ماه صيام
آفتاب شرع از فقدان او شد منکسف

در عزايش انجمن شد از خواص و از عوام
جمله با آه و فغان و واثبور وا أسف

از برون آمد يکي از بهر تاريخش سرود
حجة الاسلام زار الله في طور النجف

منابع

1 _ مقدمه مناهج المعارف
2_ نسخه سنگي مباني الاصول
3 _ علماء الاسره
4 _ فوائد الرضويه
5 _ روضات الجنات

 



گالری تصاویر
در این قسمت موردی یافت نشد



مقاله های مرتبط
در این قسمت موردی یافت نشد